خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

617

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

7 - فكرى ، مانند قصدى كه به صورت مكر و حيله باشد . از ميان اين هفت صورت ، آن‌چه برحسب اراده باشد ، تحت عنوان جور قرار مىگيرد . و آن نيز دو گونه است : يكى آن‌كه تابع انفعالى باشد ، مانند هيجان شهوتى يا غضبى ، و ديگر آن‌كه تابع فكر و انديشه باشد . در همهء اين احوال اراده و قصد به انجام اضرار وجود دارد . اما ستم‌كار و فاعل جور ، به اعتبار دوم ، « شرير » ناميده مىشود . آگاهى از اين امور براى خطيب سودمند است . اما آن‌چه كه ديده مىشود بعضى جور را برحسب سن و صناعات تقسيم مىكنند ، تقسيم ذاتى نيست . مثلا مىگويند : جوان قصد جرم و خون‌ريزى دارد ، و پير قصد مال و توانگر قصد لذت و . . . زيرا جوان به خاطر جوانى قصد جرم و خون‌ريزى ندارد بلكه به خاطر غلبهء شهوت و غضب دست به انجام آن امور مىزند و نيز هر صنفى به سبب امرى كه عارض مىشود داراى خلقى مناسب آن صنف است . اما چنان‌كه گفته‌اند ، اين تقسيمات در باب استدراجات نافع است . به‌طور كلى هدف تمام كسانى كه دست به ستم مىزنند اين است كه نفعى يا لذتى به دست آورند گرچه برحسب احوال ، اين امور مختلف خواهد بود . مثلا شخص حيله‌گر بيش‌تر در پى نفع است و فاجر بيش‌تر در طلب لذت . در مباحث گذشته پيرامون « نافع » سخن گفته و آن را شرح داديم . اما اكنون به شرح لذّت مىپردازيم : لذت را چنين تعريف كرده‌اند كه : لذت حركت نفس است بر سبيل توجه به هيأتى خاص به سبب اثرى كه از حس ظاهر يا باطن ، ناگهان به آن برسد ، از حصول امرى كه به نسبت با آن حس طبيعى است . آن محرك ، لذيذ بوده و ضدش دردناك و مولم است . و تحريك نفس يا به طبيعت است يا برحسب عادت . بنابراين امور طبيعى ، عادى و خلقى ، لذيذ هستند . مثلا آسايش ، كسالت و خواب ( كه امورى طبيعى هستند ) لذيذ بوده و جديت و مداومت كه غيرطبيعىاند ، مولم‌اند . هر لذتى كه برحسب انديشه و فكر باشد ، لذت نطقى يا عقلى ناميده مىشود و خلاف آن يعنى هر لذتى كه برحسب آن نباشد ، لذت طبيعى است . شنيدن و ديدن ، ممكن است به خاطر رسيدن به خير ، فضيلت و صورت فعلى زيبا ، سبب لذتى عقلى شوند . تخيل ، در ايجاد لذت ، تابع حس است . و ايجاد لذت يا از راه يادآورى گذشته