خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

618

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

است و يا از راه اميد . پس حس به وسيلهء امرى كه در حال حاضر است و يا از راه تذكر و يادآورى گذشته و يا به صورت انتظار امرى كه منتظر است ، ايجاد لذت مىكند . بعضى از لذت‌ها ، برحسب قوهء شهوىاند ، مانند مباشرت و گفت‌وگوهاى خنده‌آور ، و بعضى برحسب قوهء غضبى ، مانند غلبه و صيد . لذت شطرنج ، نرد و گوى زدن نيز از همين قبيل است . ممكن است براى بعضى از انسان‌ها غلبهء به عدل و واجب لذيذ بوده و براى بعضى ديگر غلبهء از راه ستم و حيله‌گرى لذيذ باشد . لذت كرامت هم از همين قوه است اما به مشاركت قوهء نطقى و آن بر دو صنف است : الف - لذت حاصل از كرامت نسبت به خويشان ، دوستان ، نزديكان ، دانشمندان ، و عموم مردم . ب - لذت حاصل از كرامت انسان نسبت به كسانى كه نفس انسانى به آن‌ها عشق مىورزد ، و نيز لذت حاصل از كرامت ديگران نسبت به اين افراد . چنان‌كه گفتيم ، بعضى از لذت‌ها هم برحسب قوهء خيال‌اند . برخى ديگر نيز برحسب قوهء وهم هستند ، مانند نجات از ترس . فعل جميل ، مانند سخا ، و انفعال جميل ، مانند تحمل ، برحسب قوهء نطقى ، لذيذ است . حيله‌هاى لطيف مانند نيكى ترتيب سخنرانى ، محاكات صور زيبا و زشت ، از جهت توهم قدرت بر آن ، و تجديد احوال ، از جهت آگاهى بر امر غريب و كم - تكرار - به خاطر سهولت ادراك - نيز لذيذاند . ادراك امورى كه با ما الفت داشته و به آن‌ها عادت كرده‌ايم هم لذيذ است . همه اصناف لذت‌ها مىتوانند غايت جور و ستم واقع شوند . جور ، داراى اسباب ديگرى نيز هست كه مقتضى تسهيل و آسانى انجام آن است . اين اسباب بر سه قسم‌اند : 1 - امورى كه مربوط به ستم‌كار است . مانند آن‌كه شخص ستم‌كار مىداند به خاطر بلندى مرتبه‌اش ، در صورت ستم مورد مؤاخذه قرار نخواهد گرفت . يا آن‌كه به خاطر كثرت ياوران ، مطالبهء او ممكن نيست . يا آن‌كه ستم‌كار به ستم خود افتخار كند ، يا با خود بگويد غرامت ستم را مىپردازم ، يا آن‌كه شخص ستم‌كار به خاطر آن‌كه عقوبت‌ها و مجازات‌هاى زيادى را تاكنون تحمل كرده ، آن عقوبت‌ها برايش امرى عادى است ، و از اين‌رو كسى كه بيش‌تر با جنگ سروكار داشته باشد ، شجاع‌تر است . يا آن‌كه جائر به