خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
599
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
رأى محمود به قضيهاى كلى گفته مىشود كه در مشورتها نافع باشد . اگر رأى محمود در تفكير باشد نتيجهء آن رأى ديگرى است ولى رأى دوم به تنهايى قانعكننده نيست ، زيرا رأى اكتسابى است . بر اين اساس ، سهگونه رأى وجود دارد : رأى ظاهرى كه نزد جمهور مردم مورد قبول است ، رأى ظاهرى كه نزد مخاطب يا قوى خاص مقبول است ، و ايندو نيازى به توضيح ندارند ، و بالأخره رأى مكتسب كه با بيان و توضيح ظاهر مىشود . اگر رأيى به تنهايى شنيع بنمايد ، بهتر است همراه با بيان باشند ، مثلا اگر كسى بگويد : افرادى مثل من نبايد در جستوجوى فضل باشند ، اين سخن بدين وجه ، شنيع است ، اما اگر بگويد : افرادى مانند من اگر بخواهند در معرض حسد انسانهاى حسود قرار نگيرند ، نبايد در پى اكتساب فضل باشند ، اين سخن ديگر شنيع نخواهد بود . ممكن است بيانى كه در امثال اين موضع به كار مىرود مقتضى تخييل باشد ولى اگر مخيلاتى به كار مىرود قانعكننده نباشد ، ذكر آنها خروج از صناعت خطابه است . رأى ، كلى است ، اما يا بدون سور كليت و به صورت مهمل ذكر شده و يا بر وجه اكثر ذكر مىشود ، مانند آنكه گفته مىشود : در بسيارى از موارد چنين است ، يا در بيشتر موارد اينگونه است . بهترين رأىها ، رأيى است كه داراى سه شرط باشد : مشهور بوده ، همراه با مثالى باشد و بالأخره مقتضى انفعال نفس شنونده باشد ، تا آنكه براى وى لذيذ بوده و به منزلهء گمشدهاى باشد كه پيدا شود . و يا يادآور امرى باشد كه از آن لذت و سرور حاصل مىشود . اگر رأى مشتمل بر امرى خلقى باشد به مثابهء سنتى است ، مانند آنكه بگويند : دانشآموز متواضع ، بهزودى علوم را در خود جمع مىكند و به سان زمين نشيبى است كه آبها در آن مجتمع مىشوند . بهطور كلّى مقدمات خطايى نبايد واضح مطلق باشد ( مانند آنكه آفتاب روشن است ) . زيرا نيازى به ذكر اينگونه امثال نيست . همچنين آن مقدمات نبايد نيازمند بيان زيادى باشد زيرا به عمليات مشتبه گرديده در حالى كه عوام نمىتوانند از محاورات علمى سودى برند و علما در ميان عوام مانند افراد غريب هستند . ازاينرو مردم عوام از كسانى كه در سطح علمى پايينتر از علما هستند بيشتر سود مىبرند ، زيرا آن افراد سخنى مىگويند كه به فهم عوام نزديكتر است . بنابراين مقدمات خطابى بايد چنان