خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

573

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

است كه كلمهء « واجب » بر دو معنى به اشتراك واقع مىشود : 1 - آن‌چه عملش واجب است 2 - آن‌چه وجودش واجب است . مثال ديگر : قائم ( ايستاده ) يا قاعد ( نشسته ) است يا نه ، اگر قائم قاعد باشد يك چيز هم قاعد بوده و هم قائم است . و اگر قائم قاعد نباشد ، بنابر اين قائم نمىتواند قعود كند . مغالطه‌اى كه در اين سخن وجود دارد به سبب وقوع لفظ « قائم » به نحو اشتراك بر دو معنى است : 1 - قائم يعنى كسى كه موصوف به قيام است مطلقا 2 - موصوف به قيام از آن جهت كه قائم است . بايد دانست كه بيش‌تر مغالطه‌ها از باب مغالطهء لفظى است و كم‌تر مغالطه‌اى به معنى واقع مىشود . و بيش‌تر مغالطه‌هاى لفظى هم از باب مغالطهء به اشتراك اسم است . افلاطون علىرغم آن‌كه در زمينهء ساير اجزاى منطق مطلبى ننوشته ، دربارهء مغالطه كتابى تأليف نموده و بر آن است كه سبب مغالطه فقط اشتراك لفظ در معانى مختلف است . وى از اعتبار ساير انواع مغالطه غفلت نموده است . 2 - مغالطه برحسب هيأت و حال لفظ در نفس خود . اين نوع « مغالطه به اختلاف شكل لفظ » ناميده مىشود . و آن ، چنان است كه لفظى برحسب اختلاف تصريف‌ها ، يا مذكر و مؤنث بودن ، يا فاعل و مفعول بودن ، مختلف شود و عدم جدايى ميان آن دو باعث شود كه يكى به جاى ديگرى استعمال گردد . مانند لفظ « جرب » كه هم اسم بوده و به معنى « گر » مىباشد و هم صفت بوده و به معنى « گرگين » است . يا لفظ « مختار » كه هم بر فاعل و هم بر مفعول ( يعنى هم بر اختياركننده و هم بر اختيار شونده ) دلالت مىكند . در زبان پارسى لفظ « بازار » اين‌گونه است زيرا با اين هيأت اگر مفرد در نظر گرفته شود به معنى محل خريد و فروش ( سوق ) است و اگر باز + آر باشد امر به بازگرداندن است . 3 - مغالطه برحسب هيأت و حال لفظ اما به سبب امرى خارج از آن . اين مغالطه ، « مغالطهء به اختلاف اعراب و اعجام » ناميده مىشود . اين نوع ، ممكن است در لفظ يا در كتابت و نگارش باشد . در لفظ مانند آن‌چه متعلق به اعراب و بناء است . و در كتابت مانند آن‌چه متعلق به قرار دادن يا قرار ندادن نقطه بوده و بدين‌گونه معنى كلام تغيير مىيابد . آن‌چه مربوط به لفظ است گاه مغالطهء آن ظاهر بوده - مانند رفع و نصب كه در عبارت « ضرب الرجل الغلام » است و هركدام مقدم يا مؤخر شوند فاعل و مفعول تبديل مىگردند . و گاه تقديرى است و آن در جايى است كه اعراب در نيت باشد مانند