خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
572
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
علت تقدم مغالطه بر خطا به اين است كه مغالطه به كليّات تعلق دارد و خطابه به جزئيات . و اما علت آنكه مغالطه ارتباط زيادى با خطابه ندارد ، در مباحث آينده بيان خواهد شد ، ان شاء الله تعالى . چنانكه گفتهايم ، مواد اين صناعت مشبهات و وهميات است و همانگونه كه بعد از اين خواهيم گفت وهميات را نيز به وجهى مىتوان در شمار مشبهات دانست . مشبهات در صورتى ممكن است از اوليات باشد كه غيرمشهور بوده يا به مشهور شبيه باشد ، اينگونه مشبهات را مشاغب به كار مىبرد . و در صورتى كه از مشهورات باشد غيراولى بوده و شبيه به اولى خواهد بود و سوفسطايى آن را به كار مىبرد و همچنين ممكن است مشبهات ، نه اولى و نه مشهور باشند ولى با برهان و جدل به كار روند - مانند مواد قياسهاى امتحانى و يا عنادى - اما به اين اعتبار كه قياسكننده خود را به عنوان برهانى و يا جدلى مىنماياند ، آن مواد مغالطى خواهند بود . فصل دوم : حصر اسباب غلط و مغالطه كه در تبكيت وجود دارند تبكيت مغالطى يا از جهت لفظ مقتضى مغالطه است و يا از جهت معنى . در مورد لفظى نيز تبكيت يا به لفظ مفرد بوده و يا به لفظ مركب . در لفظ مفرد هم مغالطه يا به وسيلهء جوهر لفظ و يا به هيأت و حال لفظ مىباشد . هيأت و حال لفظ نيز يا به سبب امورى خارجى است و يا نه . در لفظ مركب ، يا خود تركيب يا توهم وجود تركيب و يا توهم عدم آن مقتضى مغالطه است . ازاينرو مغالطههاى لفظى منحصر در شش نوعاند : سه نوع در الفاظ مفرد و سه نوع هم در الفاظ مركب . 1 - مغالطه برحسب جوهر لفظ ، نام اين نوع « مغالطهء به اشتراك اسم » است . اين نوع مغالطه شامل گونههاى دلالت اسم بر معانى مختلف است ، اين اصناف عبارتاند از : اتفاق ، اشتراك ، تشابه ، مجاز ، استعاره ، نقل ، تشبيه ، تشكيك و . . . مثال : شر يا واجب است يا نه ، اگر واجب است خير خواهد بود ، زيرا هرچه واجب است خير است ، پس شر نيست . و اگر واجب نيست پس موجود نيست ، زيرا هرچه واجب نباشد نمىتواند موجود شود ، پس شر نيست ، در حالى كه وجود شر ، ظاهر است . علت اين مغالطه ، آن