خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

551

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

قابل علم است ، در حالى كه انسان همان‌گونه كه قابل علم است قابل جهل نيز هست . 29 - وقتى امرى محدود به اعتبار فصلى از علتى باشد ، شايسته نيست حد آن به اعتبار فصل ديگرى ذكر شود . مثلا مىگويند : دوستدار مال كسى است كه مشتاق مال است از جهت كسب . و اين به اعتبار علت فاعلى است در حالى كه بايد به اعتبار علت غايى باشد . 30 - همچنين اگر يك علت متنوع باشد بايد برحسب مقصود ، حد ذكر شود ، چنان‌كه در مثال فوق اگر بگوييم : محب مال كسى است كه نه مشتاق مال است تا وام‌هاى خود را ادا كند ، اين حد كاذب است بلكه بايد گفت مشتاق مال است تا صاحب ثروت شود . در اين‌جا مواضع مخصوص اين باب به پايان مىرسد . بايد دانست هر حدى كه شرايط آن مختلّ بوده و با وجود اختلال ، بر محدود صادق بوده و مفيد تميّز باشد ، رسم خواهد بود . آگاهى از اين مواضع و ديگر مواضعى كه در اين صناعت ذكر شده‌اند ، در تحقيق صناعت برهان بسيار نافع‌اند . فصل ششم : مواضع هوهو دقت و تأمل در مباحث هوهو ، وحدت و مغايرت ، اين شايستگى را دارد كه به نفس خود مقصود باشد زيرا در اين باب نزاع زيادى مىشود و منفعت آن مباحث در « حد » روشن است ، زيرا اسم و حد به هوهو ، يكى هستند بنابراين هرچه در ابطال هوهو نافع باشد ، در ابطال حد نيز نافع خواهد بود . اما در اثبات ، اين‌گونه نيست زيرا لازم نيست هرچه به هوهو با ديگرى يكى باشد ، حتما اسم و حد باشد . « واحد » به معانى گوناگونى اطلاق مىشود . در اين مواضع ، آن‌چه به عدد منقسم نشود ( اگرچه كلّى باشد ) واحد ناميده مىشود . مثلا مىگويند : آيا عدالت و شجاعت يكى هستند يا نه ؟ و مقصود اين است كه آيا ماهيت اين‌دو يكى است يا آن‌كه حد هريك از اين‌دو مشتمل بر حد ديگرى هست يا نه . در صورتى كه يكى باشد ، هوهو ناميده مىشود . در باب هوهو ، از مواضع مشتركى كه قبلا ذكر آن‌ها گذشت مىتوان بهره برد . مثلا از مواضع تصريف مىتوان اين‌گونه گفت : اگر عدالت شجاعت است ، عدل شجاع است . و