خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
552
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
به عكس ، اگر عدل شجاعت است عدالت شجاعت است به شرط آنكه بالذات باشد ، زيرا اگر فقط برحسب حمل يا صرف تقارن ايندو در يك موضوع به صورت بالعرض باشد ، اين حكم لازم نخواهد بود . در نظاير ، مقابلات ، كون و فساد ، اقل و اكثر و مساوات نيز بايد اينگونه اعتبار نمود . در باب اقل و اكثر ، در صورتى كه هريك از ايندو در ترتيبى كه براى امورى به صورت دقيق هستند ، اولى باشد هردو يكى خواهند بود ، مگر آنكه ترتيب مختلف بوده و يكى عام و ديگرى خاص باشد . مثلا حيوان ، برترين اصناف كائنات مترتب است كه پيش از آن هستند ، و انسان - كه بعد از حيوان قرار داشته و خاص است - نيز چنين است . و به خاطر اختلاف ترتيب ، ايندو يكى نيستند بلكه يكى عام و ديگرى خاص است . ممكن است كسى در عناد با اين موضع بگويد : احرّ ( داغترين ) مطلق بلندترين عناصر است و اخفّ مطلق نيز چنين است . موضوع ايندو هم يك امر است ولى حقيقت آنها با هم اختلاف دارد . در پاسخ بايد گفت مقصود از احرّ و اخف ، موضوع آنهاست نه خود حرارت و خفّت ، و موضوع ايندو به ذات ، يك امر است . در باب هوهو ، بايد ديد وقتى دو امر به هوهو يك چيزند آيا آنچه با هريك از آندو به هوهو يكى است با ديگرى هم به هوهو همان است يا نه و اين تأمل بايد تا آنجا ادامه يابد كه محمولات ذاتى عالى ، غيرعالى ، لازم ، غير لازم آثار و خواص آيا يكى هستند يا نه و حمل هردو بر ديگرى به مساوات صادق است يا نه . و نيز در حال زيادى امر سومى بر هريك از ايندو يا بر هردو - به مجموع - آيا باز هم به هوهو يكى هستند يا نه . در حال نقصان نيز همين تأمل بايد لحاظ شود . در لزوم و رفع بر منوال شرطيات بايد تأمل نمود و ديد كه آيا از هريك از ايندو امر همان لازمى كه از امر ديگرى پديد مىآيد وجود دارد يا نه . مثلا اگر هوا و خلأ يكى باشند همانگونه كه از رفع هوا وضع خلأ ، لازم مىآيد ، از رفع خلأ ، نيز وضع خلأ بايد لازم آيد در حالى كه چنين نيست ، پس ايندو يكى نيستند . اكثر اين مواضع فقط در ابطال نافعاند . در اينجا بحث پيرامون مواضع جدلى به پايان مىرسد .