خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
517
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
بود مثلا مىگوييم : اگر لذت خير است پس هرچه لذتش بيشتر باشد خيرش بيشتر است . اين موضع ، مشهور است و علمى نيست . زيرا مثلا ، سكنگبين نافع است اما لازم نيست كه هرچه بيشتر خورده شود ، نفعش هم بيشتر باشد ، مگر آنكه مقدم قضيهء شرطى به صورت كلى باشد مانند آنكه : هرچه سكنجبين باشد ( چه كم و چه بسيار ) نافع است . اين موضع در اثبات و ابطال نافع است . سه موضع ديگر ، متصل به اين موضع است . نخست آنكه هرگاه دو محمول باشند و يكى از آندو ، براى موضوع اولى باشد ، از ثبوت محمول غيراولى مىتوان محمول اولى را اثبات نمود و از عدم اولى مىتوان ابطال غيراولى نمود . دوم آنكه : دو موضوع باشند و يكى به حمل اولى باشد . و سوم آنكه : هر يك از موضوع و محمول ، دو موضوع و محمول بوده و حمل در يكى از آنها اولى باشد . حال اثبات و ابطال اين مواضع همانگونه است كه گفته شد . تمام اينها ، مشهورند ، زيرا اگر مقصود از « اولى » اقدم به طبع باشد ، اين احكام حقاند و گرنه ممكن است باطل باشند . مثلا اگر اولى و غيراولى با همديگر تقابل داشته باشند ، وجود غيراولى منافى وجود اولى خواهد بود چه رسد به اينكه بخواهد آن را اثبات كند . اين چهار موضع ، مواضع اقل و اكثر ناميده مىشوند ، چهار موضع ديگر نيز وجود دارد كه مواضع مساوات ناميده شدهاند ، به اينگونه كه از وجود مساوى در استحقاق ، وجود مساوى ديگر را اثبات نموده و از انتفاء آن نظيرش را ابطال مىكنند . 14 - هر امرى كه كون آن خير باشد ، آن امر خير است و هر امرى كه كون آن شرّ باشد آن امر شر است ولى در فساد بر خلاف اين است يعنى هر امرى كه فسادش خير باشد آن امر شر بوده و هر امرى كه فسادش شر باشد آن امر خير است . اين موضع مشهور است ، و اگر بگويند فاعل خير ، خير است و فاعل شر ، شر است اين قضيه مشهور بسيار ضعيف خواهد بود . و ممكن است از نظر علمى ، كاذب باشد . اين موضع را موضع كون و فساد مىنامند . 15 - موضع ديگر مربوط و منسوب به واحد و كثير بوده و براى ابطال نافع است . مثلا اگر كسى بگويد : علم فهم است . در پاسخ بايد گفت : علم به چيزهاى بسيار مىتواند با هم باشد ، اما فهم نمىتواند اينگونه باشد . اين موضع علمى است .