خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
518
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
16 - حكمى كه براى يك شبيه باشد ، براى ديگرى نيز شبيه خواهد بود . اين موضع را موضع متشابهات مىگويند . اين موضع ، مانند تمثيلات است با اين تفاوت كه در تمثيلات ، وجه مشابهت نيازمند توضيح و بيان است و برحسب اغلب بوده ، اما در اين موضع اينگونه نيست . مثال : اگر علم به اضداد يك علم باشد ، ظن به اضداد نيز همينگونه است . يا ، اگر ابصار ( عمل ديدن ) به وسيلهء خروج چيزى از چشم است ، سمع ( شنيدن ) نيز به وسيلهء خروج چيزى از گوش است . اين موضع هم در اثبات و هم در ابطال به كار رفته و صرفا مشهور است . 17 - هرگاه متقابلى براى موضوعى در حالى باشد ، متقابل ديگر ، براى مقابل همان موضوع ، در همان حال خواهد بود . و يا اينكه ديگر مقابل براى آن موضوع در ضد آن حال است . در اين موضع ، تأليف مىتواند از سه متقابل باشد . مانند : دوستان و دشمنان ، احسان و اسائه ، و سوم هم حال و ضد آنكه عبارت است از جميل و قبيح . همواره يا دو طرف دو متقابل ، مقارن يكديگر خواهند بود و يا يك طرف از مقابل سوم مقارن هردو متقارن بوده و به صورت تكرار است . بنابراين از سه متقابل اول ، چهار قضيه تأليف مىشود : 1 - احسان به دوستان ، جميل است . 2 - اسائه ، به دوستان قبيح است . 3 - اسائهء به دشمنان ، جميل است . 4 - احسان به دشمنان قبيح است . از اين چهار قضيه ، شش قضيهء شرطى متصل تركيب مىشود ، زيرا مقدم قضيهء اول با تالى هريك از سه باقى تركيب شده ، مقدم دوم با تالى هريك از دو باقى و مقدم سوم با تالى چهارم تركيب مىشود . چنانكه پيش از اين گفتهايم ، اين موضع مشهور است و نه علمى . زيرا حركت مىتواند مقارن حارّ طبيعى و بارد طبيعى باشد . و نيز لازم نيست هرگاه نور سفيد باشد ، ظلمت سياه باشد . اين موضع را موضع متقابلات مىنامند . 18 - مواضع ديگر از متقابلات عبارتاند از : ايجاب و سلب ، مانند عكس نقيض كه علمى است ، و عكس مستوى كه در بعضى از مواد حق بوده و در بعضى ديگر باطل است . همچنين ممكن است در بعضى مواد مشهور باشد ، ديگر عكسها نيز چنين است . موضع ديگر ، انتقال از نقيض به نقيض بوده و ظاهر است . بعضى از اضداد ممكن است مشهور و صحيح باشند مانند : شجاعت كه فضيلت بوده و ضد جبن است كه رذيلت