خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

496

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

اما برحسب تحقيق ، در اثبات عرض دو شرط سلبى ديگر وجود دارد : نخست آن‌كه مساوى نبوده و ديگر آن‌كه در جواب ماهو قرار نگيرد . و در اثبات خاصه بايد دقت نمود كه در جواب ماهو واقع نشود ، و در جنس بايد اثبات نمود كه عموميت دارد ، تا جنس باشد يا مساوات دارد ، تا فصل باشد . و چنان‌كه گفته‌ايم در حد ، جنس ، و فصل برحسب حقيقت نيازى به اثبات وجود نيست ، اما شرط ديگرى بايد در حد اضافه نمود و آن اين كه مساوى معنى باشد . و ليكن از آن‌جا كه برحسب شهرت ، ميان حدود ، اجزاى حقيقى و غيرحقيقى فرقى اعتبار نشده است ، به اثبات وجود احتياج است . پس برحسب تحقيق ، حد ، چهار شرط و هريك از جنس ، خاصه و عرض سه شرط دارند ، اما از نظر ظاهريان خاصه و جنس دو شرط و عرض يك شرط دارد . هر چيزى كه شرايطش بيش‌تر باشد ، اثباتش دشوارتر بوده و ابطالش آسان‌تر است ، زيرا در اثبات ، بايد همهء شروط را اثبات نمود ، اما در ابطال فقط ابطال يك شرط كافى است . و هرچه شرايطش كم‌تر باشد اثباتش آسان‌تر و ابطالش مشكل‌تر است . از آن‌جا كه برحسب هريك از اين محمولات ، مواضعى وجود دارد ، بنابراين مواضعى براى اثبات مطلق و ابطال مطلق بوده كه در همهء محمولات نافع است ، و مواضعى براى هريك از اين محمولات - به تنهايى - است كه بعضى از آن‌ها در حد نافع است . اشتراك در اعراض مىتواند بر وجه اشدّ و اضعف باشد و اين بر خلاف حد ، جنس و خاصه است ، زيرا شدت و ضعف از امور اضافى بوده و نسبت به غير است و هرچه نسبت به غير باشد عارض آن است . در جدل بيش‌تر مطالب مبتنى بر اولى و غيراولى است . بر اين اساس مواضعى جهت اثبات شدت و ضعف وجود دارد كه آن را مواضع اولى و آثر مىنامند و متعلق به اعراض است . همچنين به خاطر نظر در بحث ديگرى به نام « هو هو » ( اين همانى ) لازم است مواضعى براى اثبات هو هويت وجود داشته باشد . هو هويت ميان دو چيزى است كه به امرى ميان آن‌دو مشاركت بوده و به امرى ديگر مغايرت باشد . مشاركت يا برحسب جنس است ( مانند مشاركت انسان و اسب ) و يا برحسب نوع ( مانند زيد و عمرو ) يا برحسب شخص ، و آن در موردى است كه از نظر عدد يكى بوده ، اگرچه امرى كلى