خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
497
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
باشد . مشاركت به ذات و حد خواهد بود . اما مغايرت يا برحسب دو اسم است ( مانند انسان و بشر ) يا برحسب دو خاصه ( مانند انسان و ضاحك كه هردو خاصهء يكديگرند ) يا برحسب آنكه يكى داراى عرض بوده و ديگرى مجرد از آن عرض است ( مانند اين انسان و آن كاتب ) يا برحسب دو عرض ( مانند اين كاتب و اين بنّا ) در صورتىكه هردو ، يك نفر باشد . از ميان تمامى موارد فوق آنچه سزاوارتر از همه به اسم « هو هو » است قسمى است كه از نظر عدد ، يكى بوده و مغايرت فقط برحسب اسم باشد ، بعد از اين ، آنچه كه برحسب خاصه بوده و بعد از اين نيز آنچه برحسب عرض است . از اين بحث معلوم شد كه مواضع هشت صنف بوده كه در شش باب ايراد مىشوند : الف - اثبات و ابطال ؛ ب - عرض ايندو صنف در يك باب ايراد مىشوند ؛ ج - اولى و آثر ؛ د - جنس ؛ ه - فصل ايندو صنف ( جنس و فصل ) نيز در يك باب ايراد مىگردند ؛ و - حد ؛ ز - خاصه ؛ ح - هوهو ؛ اعتبار اين محمولات ، در برهان ، واجب است زيرا آنچه كه مطلوب برهان است ، تحقيق است . اما در جدل به جهت طلب مواضع ، نيازمند آنها هستيم . و بعد از آگاهى از موضع ، مىتوان به اثبات يا ابطال آن جزئى كه مطلوب جدلى هست اقدام نمود و پس از اين مرحله ، ديگر نيازى به اعتبار اينكه محمول از كدام صنف است در جدل نيست . فصل چهارم : مبادى ، مسائل ، مقدمات ، مطالب و قياس جدلى چنانكه گفته شد ، مبادى اولى در جدل ، مشهورات است . اگر حق غيرمشهورى در جدل ، به كار رود ، مغالطه خواهد بود . زيرا جدلى هيچگاه ادعا نمىكند كه آنچه مىگويد در نفس الامر حق است ، بلكه مىگويد : ظاهر است كه اين حكم اينگونه بوده و همگان بدان