خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

479

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

عدد زوج از آحاد تأليف مىشود - كه حد آن است - و يك بار هم در حد عارض آن . هر محدودى كه از مقولهء كم يا داراى كمّ باشد ، و بعد از تحصيل نوعيت ، برحسب ماده ، انقسامى عارض آن شود و بخواهيم حدّ جزء آن را ( از آن جهت كه جزء آن است ) بيان كنيم ، به ضرورت و از جهت اضافه ، كل در حد جزء قرار مىگيرد ، بر خلاف مركبات ، زيرا در آن‌جا جزء در حد كل مىافتد . مثلا « انسان » در حدّ انگشت ، دايره در حدّ قطعه ، و قائمه در حد حاده قرار مىگيرد . در اين‌دو مثال اخير ، سطح ، مادهء عقلى است . فرق اين دو مثال با مثال اول در اين است كه انگشت جزء بالفعل انسان بوده ، اما قطعه و حاده جزء بالفعل دايره و قائمه نيستند . همچنين تا دايره بالفعل موجود نباشد ، قطعه وجود نخواهد داشت - اگرچه بعد از حصول قطعهء دايره ، دايره نباشد . اما براى موجود بودن حاده ، واجب نيست كه قائمه حتما بالفعل موجود باشد ، ولى تعقل حاده بدون تعقل قائمه ، صورت نمىگيرد . توضيح اين‌كه معنى حدّت اين است كه خطى مايل به خطى باشد كه متصل به اوست . تصور ميل بعد از تصور قيام خط بر خط بدون ميل است ، بنابراين تصور قيام به مماثلت و مساوات بوده و تصور ميل به خروج از آن . و اگر در تعريف زاويهء حاده بگويند : حاده زاويهء كوچك‌تر از دو زاويهء حادث مختلف است ، كوچك‌تر و بزرگ‌تر نيز بعد از تصور مماثلت و مساوات ، تصور خواهند شد . زيرا بزرگ‌تر بيش‌تر از مساوى بوده و كوچك‌تر كم‌تر از آن . اكنون بعد از بيان اين فرق بايد بگوييم : اين اجزا ذاتى مقوّم كل نيستند . زيرا طبيعت نوعيت كل است . بنابراين در حدّ كل قرار نمىگيرند ، زيرا انسان از آن جهت كه انسان است ، انگشت جزء آن نخواهد بود . و در تصور انسان نيازى به تصور انگشت نمىافتد مگر آن‌كه مقصود انسان كامل الاجزاء باشد . و اگر اين انسان كامل الاجزاء مراد باشد ، از آن‌جا كه كمال را اعتبار كرده‌اند ، انگشت جزء ذاتى آن خواهد بود . زيرا در تصور انسان به اعتبار كمال شخص ، بايد تمام اجزاى شخص تصور شود . اما اين انسان با آن انسانى كه فقط ماهيت نوع آن را اعتبار كرده‌اند ، تفاوت دارد . ولى در حد انگشت بايد انسان را به آن معنى ذكر نمود ، زيرا انگشت ، جزء جسم انسان است اما نه به سبب مادهء تنها بلكه به سبب لاحق شدن انسانيت براى آن ماده . ساير صورت‌ها ، نيز بر همين قياس است . در فصل‌هاى گذشته گفتيم چند قسم حدّ وجود دارد : حدّ برحسب اسم ، حدّ بر