خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

480

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

حسب ذات تام ، حد ناقص ، حد مشاك برهان تام ، حد ناقص از مبدأ برهان ، حد ناقص از كمال برهان ، حدّ مساوى محدود ، حدّ كم‌تر از محدود ، حدّ بيش‌تر از محدود . اما تمامى اين‌ها ، در معنى « حد » با همديگر متساوى نيستند ، بلكه بعضى از آن‌ها نسبت به بعضى ديگر در داشتن معنى حد اولويت دارند . بنابراين لفظ « حد » بر اين معانى به تشكيك است . در حقيقت حد آن است كه از نظر معنى مساوى محدود باشد . خواجه ابو على سينا ، معتقد است كه تجديد اعيان موجودات بسيار دشوار است و در اين مسأله مبالغهء عظيمى كرده است ، وى مىگويد ، ايراد جنس قريب و فصل ذاتى مقوم اولى ، بدون آن‌كه فصلى مقسم جنس يا مقوم نوع در طول و يا عرض اهمال كرده يا عرضى را به جاى فصلى ذكر كنند ، در نهايت دشوارى است . بعضى از اهل صناعت ، اين سخن بو على را رد كرده و از اين طرف در سهولت تحديد مبالغه كرده و مىگويد : حد برحسب اسم بوده و اسم برحسب وضع واضع و فهم مستمع و شنونده است . اما حق آن است كه اگر مقصود از حد ، حد حقيقى تام باشد ( كه بالذات و در نفس الامر مطابق محدود بوده و هيچ زيادى و نقصانى در آن نباشد ) حق با ابو على سيناست . اما اگر مقصود ، تعريف برحسب تصور متصور باشد ، مسأله همان‌گونه است كه اين معترض مىگويد ، زيرا وقتى چيزى تصور شود ، معلوم مىشود كه كدام معنى بالذات در آن داخل بوده و كدام معنى خارج از آن است . و به همين علّت است كه يك چيز برحسب اعتبارات مختلف ، داراى حدود مختلف خواهد بود . مثلا صورت ، طبيعت قوت - در علم طبيعى - برحسب ذات ، يك چيز بوده اما آن حدود ، حدود مفهوم‌هاى مختلف بوده كه از آن اعتبارات لازم مىآيد . در اين‌جا مباحث حد به پايان مىرسد . البته از مباحث علم جدل ، اطلاعات ديگرى در مورد احوال حدود و رسوم ناقص و غيرناقص حاصل شده و فسادى كه در هريك قرار مىگيرد معلوم مىشود . اين مقاله را با بحث پيرامون كيفيت برهان و حد در قضاياى شخصى ، خاتمه مىدهيم .