خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
478
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
مركب خارجى غير از ماهيت است . زيرا صورت جزئى از مركب بوده و آن جزء ، حالّ در صنف اول است با هيأت مقارنت اجزا با يكديگر - كه مقتضى اتحاد و تركب در دو صنف ديگر است و ماهيت مركب ، مجموع آن اجزا و آن هيأت بر وجه تركّبى است كه آن ماهيت به آن هيأت دارد . اكنون بعد از تقرير اين اصل ، مىگوييم حد مركب ، بالقوه يا بالفعل مشتمل بر حدود اجزا است . بالقوه مانند حد جسم كه مشتمل بر حد ماده و صورت است . و بالفعل ، مانند حد اسود كه مشتمل بر حد سواد ( سياهى ) و جسم است ، يا حد سكنگبين كه مشتمل بر حد سركه و انگبين است . حدود يا مساوى محدود بوده ، يا كمتر از آن و يا بيشتر از آناند . حد مساوى محدود ، براى ذاتى است كه بسيط و قائم به خود باشد . حد مشتمل بر نقصان مانند حدود ناقصى است كه مشتمل بر بعضى از ذاتيات نباشد . و حدود مشتمل بر زيادى ، حدود بسايطى هستند كه قائم به غير باشند مانند اعراض ذاتى ، زيرا تصور عرض بدون تصور معروض محال است و به اين سبب بيان ماهيت عرض نيازمند ذكر معروض است ، مانند زوجيت كه عبارت است از انقسام به دو متساوى در عدد . بنابراين بايد « عدد » را در اين حد ذكر نمود در حالى كه عدد غير از ذات زوجيت - كه محدود است - مىباشد . در امورى كه از قبيل اضافه هستند بايد زيادى ديگرى نيز ذكر شود و آن ذكر ذاتى است كه مضاف در قياس با آن معقول است . مثلا مىگويند : ابوّت ( پدرى ) حال حيوانى است كه از نطفهء او شخصى ديگر از اين نوع پديد مىآيد به اعتبار آنكه چنين است . بنابراين ذكر حيوان اول ( كه پدر است ) و حيوان دوم ( كه فرزند مىباشد ) زايد بر ماهيت اضافه بوده ، اما از آنجا كه بايد تنبيه و تذكر داد كه وجود اضافه همين معنى است ، محدود در حد تكرار مىشود . و قيد « به اعتبار آنكه چنين است » براى اين است كه اگر حذف شود ، اضافهء حقيقى نخواهد بود و اين قيد تكرار معنى ابوت است . و از آنجا كه مضاف در حد مضاف واقع مىشود ، برخى گمان كردهاند كه مىتوان آنها را به يكديگر تعريف نمود . در حدى كه مركب از عارض و معروض باشد ، نيز معروض مكرّر مىشود . مثلا در حدّ عدد زوج بايد گفت : عدد زوج از آحادى تأليف مىشود كه منقسم به دو عدد متساوى مىشوند . مىبينيم كه « عدد » دو بار مكرر شده : يك بار در آنجا كه مىگوييم