خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

467

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

طبيعى درمىيابيم كه وجود شاخ علت فقدان دندان است زيرا مادهء مخصوص ايجاد دندان صرف ايجاد شاخ گرديده است . و عدم دندان علت احتياج به شكنبه است تا كمبودى كه به سبب جويده نشدن غذا حاصل مىشود از طريق وجود شكنبه جبران شود . همچنين از تقسيم نباتات به اجزا و در نظر گرفتن احوال هريك ، معلوم مىشود كه وجود عرض برگ و انتشار آن در درختان ( مانند انگور و انجير ) متساوى است و درمىيابيم كه رطوبتى كه علت تماسك اجزا بوده به خاطر وجود عرض برگ در معرض تلاشى قرار گرفته و بر اين‌اساس ، عرض ، سبب انتشار است . امثال اين علل در برهان‌ها و حدود قرار مىگيرند و از آن‌ها مىتوان بهره برد . بايد در مشخص كردن آن‌كه ملزوم هر لازمى بالذات چيست ، احتياط كافى به عمل آورد تا به جاى ملزوم ، امرى را كه عام‌تر يا خاص‌تر است قرار ندهيم كه در اين صورت اخذ ما بالعرض به جاى ما بالذات پيش آمده و حكم ، منتقض مىگردد . بايد دانست كه بسيارى از مسائل علم نباتات ، معادن و حيوان از قسمت كل به اجزا استفاده شده و حدود بسيارى از چيزها با آگاهى از اين تقسيم معلوم مىشود . همچنين لازم به يادآورى است كه فايدهء قسمت كلى به جزئيات ، بيش‌تر در باب حدود بوده ، اما فايدهء قسمت كل به اجزا بيش‌تر در باب براهين و قياس‌هاست . فصل هفتم : بيان حال فصول در به دست آوردن حدود ، بعد از معرفت اجناس عالى ، هيچ بحثى مهم‌تر از مشخص كردن حال فصول نيست . زيرا اجناس و انواع متوسط و سافل ، و بلكه حدود حقيقى ، همگى از تركيب جنس عالى با فصل حاصل مىشوند . براى فصول ، اوصاف و شرايط بسيارى گفته شده ، اما بيش‌تر آن‌ها ميان فصول و بعضى از خواص و اعراض ذاتى مشترك است . از ميان تمامى آن‌ها ، يك شرط ، مقوم فصل بوده و با رعايت آن شرط ، فصل تحقق مىيابد . و يك شرط نيز ، مقتضى كمال فصل بوده و رعايت آن شرط براى فصل قريب است . و گرچه ساير شرايط ، از لوازم فصل‌اند . اما اگر اين‌دو شرط مراعات شوند ، از همهء آن‌ها بىنياز خواهيم شد . و اگر همهء آن‌ها