خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
455
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
براساس همان معنايى كه او از آن لفظ اراده كرده سخن گفت . مطلب « ما » ى شارح اسم براى بيان اين حد است . بر اين اساس خوب است در آغاز گفتوگوها ، الفاظ مبهم و مورد نزاع ، تفسير شود تا گوينده و شنونده در معناى مورد نظر اتفاق داشته باشند . اصطلاح ديگر حد ، براساس ذات محدود است . و براساس اين اصطلاح حد ، فقط مخصوص محدودى است كه داراى ذات و ماهيتى موجود باشد . و از آنجا كه ماهيات موجودات مختلفاند ، بعضى بديهى التصور بوده و برخى ديگر ، اينگونه نيستند . قسم دوم كه غير بديهى التصورند ، داراى اصناف مختلفى هستند برخى بالقوه واضح بوده و بعضى پنهان و خفى هستند ، بعضى از آنها حقيقتشان متصور بوده اما بعضى ديگر بر حسب علل و اسباب تصور شده ، بعضى ديگر برحسب معلولات و آثار و بالأخره بعضى برحسب عوارض و لواحق ديگر متصورند . براساس اين اختلافات حدى كه بر ماهيت دلالت مىكند نيز مختلف خواهد بود : بعضى تام و برخى ناقصاند ، بعضى به امور ذاتى دلالت كرده و برخى هم به امور خارجى دلالت مىكنند . بايد اين امور را شناخت و از تنگى آنها خلاصى يافت تا بتوان به حد حقيقى تام - كه قولى است دالّ بر ماهيت محدود و تصور آن حد مقتضى حصول صورتى عقلى مطابق با موجود خارجى است - دست يافت . مراتب ساير حدود نيز برحسب دورى و نزديكى به حد تام ، پس از معلوم شدن آن معلوم خواهد شد . در مورد اين حد ، نزاع امكانپذير است ، زيرا مىتوان گفت كه اين « حد » با « محدود » مطابقت دارد يا ندارد . بنابراين هر چيزى كه برحسب ذات ، به اعتبارى « حد » باشد ، در صورتى كه آن ذات داراى اسمى مطابق آن باشد ، برحسب اسم نيز « حد » خواهد بود . اما اين حكم منعكس نمىشود . گرچه - همانگونه كه در آينده خواهيم گفت - خود حد را نمىتوان با برهان اكتساب نمود ، اما برهان با حد برحسب ذات ، داراى مناسبتى بوده و ذكر برهان در حد داراى منفعتى است ، وجه مناسبت برهان با حد اين است كه برهان همانگونه كه وجود حكمى را براى موضوعى ثابت مىكند ، خود وجود موضوع را نيز اثبات مىنمايد . و تا زمانى كه وجود موضوع معلوم نباشد ، حد - برحسب ذات - براى آن ( موضوع ) نيز قابل تعقل نيست . وجود موضوع به وسيلهء حد معلوم نمىشود - زيرا حد مشتمل بر ذاتيات بوده در