خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
450
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
انتقال به يكى از صورتهاى زير امكانپذير است : الف - از محمولات ذاتى مقوم - كه در ذهن براى ماهيات موضوعات به منزلهء علل هستند - به موضوعات منتقل مىشويم . ب - از محمولات عرضى ذاتى - كه به مثابهء معلولات ذهنى هستند - يا محمولات عرضى غير ذاتى به معروضات مىرسيم . ج - از علل ذاتى در خارج به معلولات منتقل مىشويم . د - از معلولات به علل ذاتى برسيم . ( عكس صورت فوق ) ه - از يك شبيه به شبيه ديگر منتقل مىشويم . و - از يك مقابل به مقابل ديگر مىرسيم . بعضى از اين انتقالات ، صورتى حقيقى و تام را افاده مىكند و آن عبارت است از انتقال از ذاتيات مقوم به موضوعات و نيز انتقال از علل ذاتى به معلولات . اما بقيهء انتقالات برحسب مراتب نشانگر تصورى ناقص بوده كه شبيه تصورى تام بوده و يا غير شبيه است . از همه بهتر ، انتقال از اعراض ذاتى به معروضات يا از معلولات به علل بوده و ناقصترين آنها انتقال از شبيه به شبيه و مقابل به مقابل است كه تعريفات مثالى هستند . ذاتيات مقوم و علل ذاتى كه مقتضى افادهء تصور حقيقى هستند اجزاى حدود خواهند بود . اما معلولات و عوارض كه مقتضى افادهء تصورى غير حقيقىاند ، اجزاى رسوم هستند . وقتى نظاير اجزاى امثله و مبادى ايراد مىشوند ، در هرحال بايد از مطالبى باشند كه نزد عقل شناخته شدهتر هستند . اكنون اگر بالطبع نيز اقدم باشند ، بر وضع طبيعى معرفتى حقيقى را افاده نموده و به منزلهء برهان لمّى در تصديقات هستند . و اگر بالطبع اقدم نباشند ، مفيد معرفتى ناقص بوده و به مثابهء برهان انّىاند . انتقال از معلولات به علل به مثابهء دليل است . خلاصهء مطلب ، اگر امرى نزد عقل ما بيّن باشد نيازى به حد و يا رسم نخواهد داشت . اما اگر امرى بيّن نباشد يا مركب و معلول بوده و مقومات و علل آن امر بيّناند كه در اين فرض مىتوانيم آن را به وسيلهء حدود ، اكتسابى تام بنماييم - و يا آن امر بسيط يا غير معلول