خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

442

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

فصل هفدهم : محمولات غير مناسب در مقدمات و نتايج برهان قرار نمىگيرند چنان‌كه گفته شد ، هر محمولى كه ذاتى موضوع ، برحسب خود موضوع يا جنس قريب آن ، نباشد ، مناسب آن موضوع نيست . بنابراين يا برحسب جنس بعيد ذاتى موضوع است يا نه . اگر برحسب جنس بعيد ذاتى موضوع باشد وجود آن محمول براى آن موضوع در علمى كه خاص آن موضوع است ، نمىتواند مطلوب باشد . ولى ممكن است در علمى بلندتر كه موضوع آن ، جنس بعيد باشد ، مطلوب قرار گيرد ، مثلا اين حكم بدن انسان ملون است يا شفاف نمىتواند مطلوب علم طب باشد ولى در علم طبيعى مىتواند مطلوب قرار گيرد . ولى اين محمول در علم طبيعى غيرذاتى و نامناسب نيست . ازاين‌رو محمولات عرضى كه عام‌تر از موضوعات باشند ، حتى اگر لازم هم باشند ، مطلقا نمىتوانند در هيچ صناعتى مطلوب باشند ، چنان‌كه حد وسط براى هيچ مطلوبى نيز نمىتوانند باشند ، زيرا نمىتوانند حكمى را براى موضوعى - از اين جهت كه موضوع است - اقتضا كنند ، بلكه اگر مقتضى حكمى باشد ، به خاطر امرى اعم از موضوع بوده و عارض آن امر عام نبوده ، بلكه ذاتى است . مثلا سياه بودن كلاغ - به خاطر كلاغ بودن - نمىتواند قبض بصر ( تنگ شدن مردمك چشم ) را اثبات كند ، زيرا انسان سياه ، قير و . . . غير از كلاغ بوده و در اين حكم با كلاغ برابرند ، بنابراين ، اين حكم به وسيلهء چيزهايى - كه يكى از آن‌ها كلاغ است - اثبات مىشود . و آن حكم براى آن امور ذاتى اولى بوده و براى كلاغ ثانيا و بالعرض است . بنابراين اگر كسى قياسى از اين حدود تركيب كند ، آن قياس اگرچه صادق است ولى برهانى نيست . با اين بيان معلوم شد كه محمولاتى كه براى موضوعات عرضى عام باشند ، در علوم برهانى نمىتوانند حد اكبر و يا حد اوسط باشند . آن‌چه تاكنون گفته شد در مورد محمولاتى بود كه برحسب جنس بعيد ذاتى بود . و اما اگر محمولى نه برحسب جنس قريب و نه برحسب جنس بعيد ذاتى موضوع نباشد ، غريب مطلق خواهد بود مانند حسن و قبح نسبت به خط ، زوجيت و فرديت نسبت به پدرى - و بديهى است كه اين‌گونه امور اصلا نمىتوانند محمول باشند - چه رسد به آن‌كه بحث كنيم كه يا برهانى هستند يا نه . ارسطاطاليس مىگويد : قياسى كه ابروسن براى اثبات تربيع دايره ايراد نموده ، قياس