خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
435
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
علم منطق مانند آن است كه حكم بر چيزى شامل حكم بر جزئيات آن چيز نيز هست . و آنچه به صورت ايجاب بر آن چيز حكم شود ، غير از حكم به سلب نسبت به همان چيز است . و مبادى غيربين از قبيل مصادرات است - مانند حكم به وجوب مقارنت ميان علت و معلول در وجود ، و حكم به تقدم ذاتى علت بر معلول . مباحث معقولات عاليه از جهت آنكه متعلق به معقولات اولى است ، از مباحث علم منطق به شمار نمىآيد ، اما از آنجا كه براى اكتساب حد و قياس ، اين مباحث مفيد است ، شبيه مصادرات خواهد بود . مسائل علم منطق نيز ظاهر است . در اين علم منطق ، اوضاع و مبادى ، با مسائل مختلط است . هرچند شيوه و عادت منطقيان اينگونه است كه اين معانى را در آغاز علم منطق بيان مىكنند اما از آنجا كه معنى موضوع و مبادى و مسئلهء علم در اين باب معلوم مىشود ، بهتر آن ديديم كه آنها را اينجا مطرح كنيم . فصل شانزدهم : اختلاف و اشتراك علوم سبب اختلاف علوم با همديگر ، يا اختلاف موضوعات آنهاست و يا اختلاف اعتبارات يك موضوع . علوم مختلفى كه موضوعاتشان با همديگر متباين است ، يا از جميع جهات با همديگر تباين دارند و يا فقط از برخى جهات متباين بوده و از بعضى جهات مشتركاند . اگر تباين موضوعات از همهء جهات باشد يا در تحت يك جنس قرار مىگيرند و يا نه . مثال صورتى كه تحت يك جنس باشند : مقدار و عدد است كه موضوع هندسه و حساب بوده و هردو در تحت « كم » قرار دارند . و مثال صورتى كه علوم مختلف تحت يك جنس قرار ندارند : عدد و بدن انسان كه موضوع حساب و طباند . و اما اگر تباين ميان موضوعات فقط از بعضى جهات باشد ، يا يكى داخل در ديگرى است و يا نه . در صورتى كه يكى در ديگرى داخل نباشد حتما هريك از علوم با علمى ديگر در يك جزء اشتراك داشته و در جزئى ديگر مباين خواهد بود ، مانند طب و اخلاق كه هردو در بحث پيرامون قواى نفسانى اشتراك دارند ، اما نظر طبيب از اين جهت است كه قواى نفسانى ، مبادى افعال طبيعى و حيوانى هستند و نظر صاحب اخلاق از اين جهت است كه آن قوا ، مبادى افعال نطقى هستند ، اما باقى اجزاى موضوع هردو علم با