خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

434

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

قرار گيرد ، نمىتواند محمول مقدمه‌اى از مقدمات برهانى باشد ، مگر آن‌كه از مقومات ذاتى باشند ، چه در اين فرض مىشود گفت كه يك محمول در يك مقدمه ، محمول باشد ، اگرچه نتواند در مطلوب محمول باشد . ازاين‌رو هرگاه اوسط مقوم اصغر بوده و اكبر عرض ذاتى اوسط باشد به آن « مأخذ اول از مأخذ برهان » مىگويند ، و هرگاه اوسط عارض اصغر بوده و اكبر عارض يا مقوم اوسط باشد ، آن را « مأخذ دوم » مىنامند ، و مدار برهان‌ها بر اين‌دو مأخذ است . بايد دانست مسائل علم‌هايى كه مبنى بر مبادى غيربيّن باشند ، در حقيقت بر صورت قياس‌هاى شرطى اقترانى هستند ، اگرچه به ظاهر ممكن است به صورت قياس‌هاى حملى باشند . و در آن قياس‌هاى شرطى مقدم مشتمل بر وضع مبادى بوده و تالى آن قياس‌ها دقيقا همان مسائل‌اند ، يعنى اگر مبادى حق باشند ، مسائل لازم آن‌ها خواهند بود . ازاين‌رو نتايج اين‌گونه علم‌ها ، به صورت يقين مشروط به وضع مبادى است . علومى كه مشتمل بر مبادى باشند ، نتايج آن‌ها به قوت قياسى استثنايى ، به صورت نتيجهء يقينى مطلق در خواهد آمد و تمام قياس‌هاى استثنايى اين‌گونه‌اند . علمى كه متمّم همهء علم‌ها به صورت مطلق است - يعنى مبادى همهء علوم در آن علم روشن مىشود - مقتضى اطلاق همهء يقين‌هايى است كه در علوم اكتساب مىشود . بنابراين هيچ علمى بدون آن علم تمام نمىشود . اكنون كه موضوع ، مسائل ، مبادى هر علمى و نيز احكام هريك از اين‌ها معلوم شد ، بايد بگوييم : موضوع علم منطق كه مباحثى جزئى است ، به اعتبار اين‌كه مقتضى وقوف بر كيفيت اكتساب علوم است ، از معقولات ثانيه است . در اين‌جا بايد توضيحى كوتاه در مورد معقولات بيان كنيم . معقولات به دو دسته تقسيم مىشوند : معقولات اولى و معقولات ثانوى . معقولات اولى ، صورى عقلى هستند كه از اعيان موجودات استفاده مىشوند - مانند : جوهر ، عرض ، واحد ، كثير و . . . اما معقولات ثانوى صورى عقلى بوده كه از معقولات اولى استفاده مىشوند - مانند : كلى ، جزئى ، ذاتى ، عرضى و . . . نظر و دقت در معقولات ثانيه ، فقط به اعتبارى كه گفتيم از علم منطق خواهد بود . و از آن‌جا كه موضوع منطق ، معقولات ثانيه است ، به آن ، علم به علم مىگويند . مبادى بين