خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
414
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
اما اگر از مركبات به بسائط و نيز از اشخاص به انواع سلوك كنيم ، اين سلوك اگرچه استدلالى استقرايى است اما برهانى نخواهد بود . رعايت اين شروط ، در همهء مقدمات برهانى واجب است . باقى شرايط مقدمات برهان اين است كه محمول براى موضوع ذاتى و اولى بلكه كلى و ضرورى باشد . بايد توجه داشت كه معنى هريك از اين اصطلاحات : ذاتى ، اولى ، كلى ، ضرورى ، غير از معنايى است كه تاكنون براى اينها گفته شده است . ذاتيت محمول وجه مناسبت مذكور بوده و در همهء مقدمات رعايت آن واجب است . ولى بقيهء شرايط در موردى است كه مطلب كلى و ضرورى باشد . در مورد هريك از اين اصطلاحات به تفصيل در فصول آينده بحث خواهيم كرد . فصل دهم : ذاتى باب برهان براى برقرارى تناسب ميان مقدمات و نتايج برهان ، بايد محمولات مقدمات براى موضوعات خود ، ذاتى بوده و غريب نباشند . زيرا غريب نمىتواند علّت حكم باشد . بايد توجه داشت كه « ذاتى » در اصطلاح باب برهان ، عامتر از « ذاتى » در اصطلاح باب ايساغوجى است . زيرا مقصود از ذاتى باب ايساغوجى اجزاى حد كه مقوّم محدود مىباشند ، يعنى جنس و فصل و جنس و فصل هريك از جنس و فصل است . در حالى كه در باب برهان ، علاوهبر اين ، به اعراض ذاتى نيز « ذاتى » گفته مىشود . مقصود از اعراض ذاتى ، محمولاتى است كه عارض بر موضوع و لاحق به موضوع مىشوند اما اين لحوق برحسب ذات موضوع است ، نه برحسب امرى كه اعم يا اخص از آن است ، مانند حركت ارادى براى حيوان . و امثال اين محمولات ، ممكن است داراى مقابل نباشند - مانند تساوى مجموع زواياى مثلث با دو قائمه ، و قبول تجزيهء نامتناهى براى مقدار ، و ممكن است داراى مقابل نباشند ، مانند زوجيت و فرديت نسبت به عدد ، استقامت و انحنا نسبت به خط ، و ممكن است ميان دو مقابل چيزى واسطه شود ، مانند زيادى ، نقصان و مساوت نسبت به عدد ، و نقصان و مساوى و زيادى نسبت به كمّ . اگرچه در حقيقت اين سهگانگى و تثليث از تقابل خاسته و به تقابل برمىگردد . ممكن است اعراض ذاتى ، لازم ذات موضوع باشند - مانند عروض بالقوهء خنده براى