خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
382
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
« قضيهء تسلسل محال است » در نزد متكلمان - اهل هر علم و صناعتى چند قضيه از اين قضايا را دارند كه از نظر غير آنها يا پذيرفته شده و يا مقبول نيست . 11 - وضعيات ، و آنها قضايايى هستند كه شخصى آنها را پذيرفته و به آنها تسليم مىشود و طرف مقابل آن شخص در حجتى كه براى ابطال آراى آن شخص اقامه مىكند ، از آن قضاياى مورد پذيرش وى قياسى تأليف مىكند . اين سه قسم - نهم ، دهم و يازدهم - مبادى قياسهاى جدلىاند . 12 - قضايايى كه متعلم آغاز تعليم علمى بايد آنها را مسلّم فرض كند تا بعد از آن در همان علم يا علمى ديگر ، تصديق آنها معلوم شود . اين تسليم از سوى متعلم اگر به صورت استنكار باشد ، « مصادرات » ناميده شده و اگر از روى مسامحه و طيب نفس باشد « اصول موضوعه » خوانده مىشود . اين صنف فقط در مبادى علوم به كار مىرود . همچنين به ايندو صنف اخير ( يازدهم و دوازدهم ) مسلّمات گفته مىشود . 13 - مقبولات ، قضايايى هستند كه از افرادى كه مورد وثوق و اطميناناند پذيرفته مىشوند - مانند كلمات صاحبان اديان و شرايع و اشارات ائمهء دين . اين سيزده صنف ، بهطور كلى « مسلمات » ناميده مىشوند . زيرا برخى از آنها در نزد عقل اول مسلّم است ، بهرى در نزد وهم ، بعضى در نزد جمهور ، برخى در نزد گروهى خاص و بالأخره برخى هم در نزديك شخص ، مسلماند . 14 - مشهورات ظاهرى ، اينگونه از قضايا ، آنهايى هستند كه در نظر اول مشهور و محمود مىنمايند ، اما با دقت و تفكر معلوم مىشود كه اينگونه نيستند . مانند اين قضيه : برادر را در هر حال يارى كن ، چه ظالم باشد و چه مظلوم . در حالى كه قضيهء مشهور حقيقى اين است كه ظالم را نبايد يارى كرد حتى اگر برادر يا فرزند باشد . 15 - مظنونات ، مانند حكم به اين قضيه كه هركس هنگام شب بر بام منزل كسى ديگر باشد خائن است . اين سه صنف اخير ، مبادى قياسهاى اقناعى و خطابىاند . 16 - مخيلات ، اين قضايا باعث تصديق نيستند ، اما تخييل را به دنبال خود دارند و در نفس انسان به خاطر آن تخييل ، قبض يا بسط ، شوق يا نفرت و بالأخره حالى از حالات