خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

381

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

اين معقولات مانند امور محسوس و جزئى حكم مىنمايد ، و اين احكام بر خلاف عقل بوده و باطل‌اند . اما حكم وهم بر محسوسات جزئى و نيز آن‌چه از اين محسوسات انتزاع مىشود ( مانند أشكال هندسى ) حق بوده و مطابق با حكم عقل است . در اين موارد از آن جا كه حكم عقل به وسيلهء حكم وهم تأييد مىشود ، از معارضات خيالى و . . . ايمن بوده و دور از اشتباه و التباس است . اما آن را از اين صنف نمىشمرند . 8 - مشبهات ، و آن‌ها قضايايى هستند كه در حقيقت در آن‌ها اشتباهى رخ داده ، از جهتى حق و از جهت ديگر باطل باشند و به خاطر مشابهت با حق ، در نزد ظاهربينان رواج مىيابند ، بنابراين هرگاه آن‌ها را بر آن وجه استعمال كنند ، « مشبهات » ناميده مىشوند ، مانند اين‌كه گفته شود : « هر عينى بيننده است » و مقصودشان از « عين » چشمه باشد . اين‌دو قسم ( هفتم و هشتم ) از مبادى قياس‌هاى مغالطىاند . 9 - مشهورات حقيقى مطلق ، مانند : عدل نيكوست ، ظلم قبيح است . اين‌گونه از احكام ، يا برحسب مصالح عموم مردم ، يا به سبب عادات نيكو و اخلاق پسنديده‌اى كه در نفوس رسوخ دارد ، يا به خاطر قوت و نيرويى از نيروهاى نفس ناطقهء غيرعقلى ، مانند رأفت ، حميت ( غيرت ) حيا و شرم و يا به علتى ديگر ، نزد همهء مردم مورد پذيرش و قبول بوده ، از نظر عقل عملى صحيح‌اند ، اما از نظر عقل نظرى برخى از اين قضايا صادق و برخى ديگر كاذب‌اند ، و هرچه صادق باشد ، صدقش از راه برهان معلوم مىشود . بايد بدانيم اين‌گونه نيست كه هر مشهورى صادق باشد . در مقابل مشهور ، شنيع است و در مقابل صادق ، كاذب . گرچه در بسيارى موارد قضاياى صادق مشهورند ، اما در برخى از موارد نيز ديده مىشود كه به سببى از اسباب يك حكم صادق مشهور نبوده و نقيضش مشهور است . همچنين ممكن است حكمى همراه با قيدى خاص صادق بوده اما بدون آن قيد مشهور باشد . مثال مشهور كاذب : « آزار ديگرى براى رسيدن به منفعت شخصى قبيح است » ، در حالى كه اين حكم صحيح نيست ، زيرا كشتن و ذبح حيوان يكى از مصاديق آزار غير بوده اما برحسب عقل ، قبيح نيست . اين صنف « ذايعات » نيز ناميده مىشود . از ميان مشهورات حقيقى مطلق ، آن‌چه برحسب مصلحت عموم و يا سيرهء پسنديده‌اى باشد « آراى محموده » ناميده مىشود . 10 - مشهورات محدود ، اين قضايا بدين‌گونه‌اند كه نزد قومى شهرت دارند - مانند :