خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
377
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
آن تصديق يقينى است . زيرا هدف نهايى يادگيرى منطق - بالذات - يادگيرى و آگاهى از روشهاى به دست آوردن ايندو مطلوب بوده ، و معرفت ساير اقسام كه شبيه به هردو - به وجهى از وجوه مناسبت يا تضاد - است ، هدف بالعرض است . صناعت برهان ، بيانكنندهء چگونگى تحصيل و به دست آوردن ايندو مطلوب است . بنابراين خلاصهء منطق ، اين مقاله است . تصور در اكثر احوال ، مقارن با تصديق است ، زيرا هر تصورى كه بدون تصديق باشد نمىتواند در علوم نفعى دهد . اما با اين همه ، هر تصديقى حتما مستلزم تصور است - مانند استلزام صورت يا مركب براى ماده - ولى اينگونه نيست كه هر تصورى حتما مستلزم تصديق باشد . بر اين اساس اكتساب قياس برهانى مستلزم اكتساب حد حقيقى است و مشتمل بر آن است ( مانند اشتمال كل بر اجزا ) اما اكتساب حد حقيقى مستلزم اكتساب قياس برهانى نيست . به همين سبب ، اين جزء از منطق علم برهان ناميده شده ، اگرچه در حقيقت علم حدّ و برهان است . از آنجا كه علم قياس از اين علم عامتر است ، بر آن مقدم شده ، زيرا نسبت قياس با اقسام پنجگانهء برهان ، جدل و . . . نسبت صورت با ماده است . ازاينرو هر برهانى به هيأت قياس است ، اما اينگونه نيست كه هر قياس برهانى باشد . در تعليم و ترتيب طبيعى مقتضى آن است كه از اعمّ شروع كرده و به اخص برسيم ، زيرا اعم به عقل نزديكتر است چنانكه اخص به حس نزديكتر است . بنابراين قياس بايد بر برهان تقدم داشته باشد . اما علت تقدم مباحثى كه قبل از قياس ذكر شدهاند ، بر قياس ، از اين جهت است كه اجزا ، بالطبع بر كل تقدم دارند . هرچند صناعتهاى چهارگانه خطابه ، جدل ، مغالطه و شعر به اعتبار مواد به وجهى عامتر از برهاناند ، اما برهان بر آنها از چند جهت تقدم دارد : الف - برهان ، بالذات مطلوب است و آنها بالعرض . ب - برهان هم برحسب شخص نافع است و هم برحسب نوع ، ولى ساير صناعتها تنها برحسب مشاركت نوعى ، نافعاند .