خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

354

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

تأليف قياس از مقدمات متقابل هر قياس اقترانى كه از مقدمات متقابل تأليف شده و نتيجه در هردو حد يكى باشد ، حتما هردو مقدمه در اجزا مشتركند و از نظر سلب و ايجاب مختلف هستند تا منتج سلب باشند . اگر هردو مقدمه در كميت مختلف باشند ، مانند دو متناقض ، يا موجبهء جزئى و سالبهء كلى يا موجبهء كلى و سالبهء جزئى هستند . اگر در كميت متفق باشند ، مانند دو متضاد ، هردو كلى هستند و هيچ‌گاه دو جزئى نخواهند بود ، زيرا دو جزئى در حقيقت نه متقابل هستند نه در اجزاى قياس قرار مىگيرند . اين قياس ، فقط بر هيأت دوازده ضرب از نوزده ضربى كه از مجموع چهار شكل مىتواند منتج باشد ، قرار مىگيرد و آن ، ضرب‌هايى است كه منتج سالبه باشد . نتيجهء اين قياس كه سلب شىء از خودش است ، يا حقيقى است يا ظنى و حقيقى نيز يا بالفعل است يا بالقوه . بالفعل نيز يا صريح است يا غيرصريح . سلب صريح شىء از خودش بدين‌گونه است كه اصغر و اكبر هم از نظر اسم هم از نظر معنى يك چيز باشد ، مانند : لا شىء من الانسان به انسان . اما غيرصريح چنان است كه از نظر معنى يكى اما از نظر اسم مختلف باشند ، مانند لا شىء من الانسان ببشر . اين هر دو بالفعل است . اما بالقوه ، بدين صورت است كه يكى جزئى و در تحت يك كلى باشد ، مانند لا شىء من الانسان به حيوان ، يا عكس آن . اين صنف در حقيقت به قياس مركب مضمر برمىگردد . به وسيلهء بساطت و عدم اضمار از قوت به فعل درمىآيد ، زيرا حكمى كه براى كلى باشد ، لا محالة شامل جزئياتى كه در تحت آن هستند نيز خواهد بود . اكنون اگر قضيهء ديگرى كه مشتمل بر حكم جزئىاى كه تحت كلى است با مقدمهء ديگرى كه مشتمل بر حكم كلى است ، تأليف شود و نتيجه با مقدمهء ديگر قياس اول تأليف شود ، از بالقوه بودن خارج مىشود و بالفعل مىگردد . به اين مثال توجه كنيد : لا شىء من الانسان بحساس ، كل حيوان حساس . اكنون اگر اين قضيه را كه كل انسان حيوان با كبرى تأليف كنيم ، نتيجه اين خواهد شد : كل انسان حساس . اين نتيجه اگر با صغرى تأليف شود ، سلب صريح را نتيجه مىدهد و آن سلبى كه در قياس اول بالقوه بوده ، تبديل به بالفعل مىشود . اگر نتيجهء اين صنف كلّى باشد ، ممكن است هريك از كلى يا جزئى در هريك از دو