خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
347
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
كه هردو مقدمه هم با حفظ كميت منعكس شوند ، زيرا عكس هر مقدمه از تأليف عكس نتيجه با مقدمهء ديگر به دست مىآيد . قياس عكس همانگونه كه پيشتر گفتيم ، قياس عكس از تأليف مقابل نتيجه و مقدمه حاصل مىشود . مقابل نتيجه از دو حال خارج نيست ، يا تقابل آن تقابل تضاد است يا تناقض . در جزئيات تقابل تضاد نمىتواند باشد ، زيرا مقابل جزئى نيز جزئى است و هردو جزئى مىتوانند بر صدق جمع شوند . ازاينرو هر كلى داراى دو مقابل است : ضد ، و نقيض ؛ اما هر جزئى فقط داراى يك مقابل خواهد بود و آن مقابل ، نقيض است . در اين باب ، از ميان لوازم فقط عكس مستوى به كار مىرود . افرادى كه شكل چهارم را قبول ندارند ، از اين عكس مستوى نيز نمىتوانند استفاده كنند . زيرا فقط در بيان ضروب اين شكل به عكس مستوى احتياج داريم و چون در آن موضع احتياج بود ، در همهء مواضع آن را اعتبار كرديم . موجبهء كلى داراى عكس ضد است ، اما نقيض آن داراى عكس نيست . عكس ضد و نقيض سالبهء كلى يك چيز است . موجبهء جزئى نه خودش و نه عكسش داراى ضد نيست . سالبهء جزئى نيز همينگونه است . از آنجا كه عكس مناقض سالبهء جزئى ، جزئى است ، از تأليف آن ، نمىتواند مقابل مقدمهء ديگر حاصل شود . بر اين اساس تأليفات ممكن در هر ضرب ، از آنچه مىتواند منتج كلى باشد ، بيست و چهار تأليف است . اين تأليفها به سبب اقتران دو مقدمه و عكس هردو با ضد و نقيض نتيجه و يك عكس با تقديم و تأخير مقدمات است . همچنين تأليفات ممكن در هر ضرب از آنچه مىتواند منتج موجبهء جزئى باشد ، شانزده و آنچه مىتواند منتج سالبهء جزئى باشد ، هشت تأليف است . از سخنان گذشته معلوم شد كه ضد نتيجه با كبرى در شكل اوّل ، منتج ضد صغرى بر هيأت شكل دوم است و نقيض نتيجه با كبرى منتج نقيض صغرى است . ضد و نقيض نتيجهء هردو با صغرى ، منتج نقيض كبرى بر هيأت شكل سوم است و اما منتج ضد نيست ؛ زيرا نتيجه در شكل سوم كلى نخواهد بود . صغرى به جاى صغرى و كبرى به جاى كبرى خواهد بود . اما در شكل دوم ضد نتيجه با كبرى ، منتج ضد صغرى بر هيأت