خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
344
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
وجه عامتر باشند ، مانند حيوان و سياه ، تا اين شش قضيهء متلازم كه سه تا در قوت اصل و سه ديگر در قوت عكس وى هستند ، صادق باشد . سالبهء كلى بايد از موادى باشد كه موضوع و محمول همهء احتمالات را تقسيم كرده باشند ، مانند واحد و كثير ، قديم و محدث ، جوهر و عرض ، واجب و ممكن و جز اينها ، تا در موجبهاى هم كه در قوت آندو سالبه است ، محمول مساوى موضوع باشد ، به همان صورتى كه در موجبه شرط كردهايم . در هريك از اين مواد شش قضيهء متلازم حاصل خواهد شد كه سه قضيه به جاى اصل است : لا شىء من الواحد بكثير ، كل ما ليس بواحد فهو كثير ، كل واحد فهو ليس بكثير و سه قضيه به جاى عكس است : لا شىء من الكثير بواحد ، كلّ ما ليس بكثير فهو واحد ، كل كثير هو ليس بواحد . اما سالبهء جزئى بايد از موادى باشد كه هريك از موضوع و محمول عامتر از ديگرى باشد ، مانند آنچه در موجبهء جزئى گفتيم . مثال : حيوان و متحرك . و هرگاه اينگونه باشد ، منعكس مىگردد و اين شش قضيه از آن حاصل مىشود . بنابراين ، هر قياسى كه از اين مواد باشد ، در صورتى كه هردو مقدمه و نتيجه كلى باشند ، به همان صورتى كه از دو مقدمه نتيجه به دست مىآيد ، از نتيجه و يك مقدمه هم ، مقدمهء ديگر اثبات مىشود . اگر يك مقدمه جزئى باشد ، نتيجه نيز حتما جزئى است . بنابراين نمىتوان از دو جزئى ، يك مقدمهء كلى را نتيجه گرفت ، اما از يك مقدمهء كلى و نتيجه ، مىتوان به مقدمهء جزئى دست يافت . اگر فقط نتيجه جزئى باشد ، مانند نتيجهء شكل سوم و بعضى از نتايج شكل چهارم ، مىتوان از نتيجه و مقدمهء كلى به مقدمهء ديگر دست يافت ، اما آن مقدمه جزئى خواهد بود و از نظر كميت موافق مقدمه نيست . مثلا در اين صورت كه بگوييم : كل ب ج و كل ب الف فبعض ج الف ، از نتيجه و عكس صغرى مىتوان به كبرى رسيد ؛ بدين توضيح كه بعض ج الف و كل ج ب ، اما نتيجه جزئىاى است كه در تحت كبرى است و از نظر كميت موافق كبرى نيست . در شكل چهارم نيز همينگونه است . اگر در شكل سوم صغرى از موادى باشد كه منعكس مىگردد ، مىتوان انتاج كلى نمود ، زيرا با عكس كبرى ، به شكل اوّل برمىگردد . و نيز اگر هردو مقدمهء موجبه در شكل چهارم از اين مواد كه منعكس مىشوند ، باشد ، مىتوان به نتيجهء كلى رسيد و دور برقرار مىشود .