خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

333

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

فصل ششم : تحليل قياس قياس‌هايى كه در اثناى گفت‌وگوها يا علوم براى اثبات يا ابطال مطالب ايراد مىشوند ، اغلب ، داراى ترتيب منطقى نيستند و در بسيارى از اوقات ، همراه با امورى زائد بوده گاه قياس مضمرند . بنابراين اگر بخواهيم به صحت آن قياس‌ها و مقدمات‌شان پىببريم ، بايد آن را تحليل نموده به ترتيب طبيعى برگردانيم . براى تحليل قياس ، بايد نخست مطلوب را از هركدام حشو و زائدى تجريد نموده حدود آن را از يكديگر متميز كرده چند و چون و كم و كيف آن را تصور كنيم اگر بعضى از حدود داراى قيدهاى زيادى و يا الفاظ بسيارى به صورت تأليف تقييدى باشند ، بهتر است به جاى آن‌ها از الفاظ مفرد استفاده كنيم تا از تشويش و پراكندگى احتمالى فكر كه به خاطر زيادى معانى و لواحق حاصل مىشود ، ايمن باشيم . در مرحلهء بعد ، بايد در اجزاى قياس دقت كنيم . اجزاى اول قياس ، مقدمات و اجزاى دوم آن حدود هستند . بايد نخست به دنبال مقدمات بگرديم و سپس در طلب حدود برآييم ، زيرا تعداد مقدمات كم‌تر و يافتن آن‌ها آسان‌تر است . پس از يافتن مقدمات به آسانى مىتوان حدود را يافت . اما اگر نخست به دنبال حدود باشيم از آن‌جا كه شمار حدود بيش از تعداد مقدمات است ، سختى يافتن حدود بيش‌تر خواهد بود . پس از يافتن حدود ، بايد نظر جديدى بيفكنيم و مقدمات را به‌گونه‌اى كه ما را به مطلوب برساند تركيب كنيم . زيرا تركيب مقدمات از حدود برحسب اختلاف‌هاى كيفى و كمّى و قرار گرفتن هر حدى در موضع محكوم عليه يا محكوم به و نيز هيأت مقدمات برحسب اشكال چهارگانه و ضروب منتج و عقيم آن مىتواند احتمالات بسيارى را در مسأله مطرح كند و راه تحليل را طولانى و دشوار گرداند . وقتى مقدمه‌اى را مىيابيم ، بايد ببينيم آيا اين مقدمه ، اشتراكى با مطلوب دارد يا نه ؟ اگر اشتراك دارد و هردو جزء آن مطلوب است ، آن مقدمه مىتواند شرطى بوده ، قياس استثنايى باشد . مقدمهء ديگر در جزئى با مقدمهء اول مشترك است كه در مطلوب مفقود است و بنابراين مقدمهء دوم ، استثنا است . آن‌گاه با بررسى اين نكته كه كيفيت اشتراك مقدمه با مطلوب به عين آن يا نقيض آن است و نيز با بررسى وضعيت استثنا ، بايد ببينيم آيا متصله است يا منفصله و در هر صورت ، از كدام ضرب است .