خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

29

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

الف - اگر اطلاق لفظ در مورد تمامى افراد به صورت يكسان و بدون ترجيح است آن را اسماى متواطى مىنامند . مانند : اطلاق لفظ « انسان » بر تمامى افراد مردم . ب - اگر اطلاق لفظ در برخى افراد همراه با ترجيح است ، مانند ترجيح به اوليّت ، اولويت ، اشديت و . . . آن را اسماى مشكك مىنامند ، مانند اطلاق لفظ « موجود » بر موجود قديم و موجود حادث و بر جوهر و عرض ( مثال براى اوليت ) ، و اطلاق لفظ واحد بر واحدى كه قسمت‌پذير نباشد و بر آن‌چه كه قسمت‌پذير باشد ( مثال براى اولويت ) و اطلاق لفظ سفيد بر برف و عاج ( مثال بر اشديت ) . چند نكته 1 - ممكن است در برخى موارد ميان اسماى مشترك و متواطى اشتباه شود كه مىتوانيم به صورت‌هاى گوناگون اشتباه را از بين ببريم : الف - از راه اختلاف اعتبارات : بدين‌صورت كه اگر احوال لفظ به اختلاف عبارت‌ها مختلف شود ، آن را بايد از قبيل اسماى مشترك دانست و اگر مختلف نشود ، از قبيل اسماى متواطى است . مثلا يكى از راه‌هاى اختلاف در اعتبارات تأمل كردن در لغات گوناگون است . براى نمونه كلمهء « تيز » در طعم‌ها و در اجسام سخت به زبان فارسى يك لفظ است . اكنون اگر گمان كنيم كه اين‌دو معنى متواطى هستند ، به لغت عربى نگاه مىكنيم ، مىبينيم كه در زبان عربى براى معنى تيزى در طعم‌ها كلمهء « خريف » و براى تيزى در اجسام سخت كلمهء « حادّ » را به كار مىبرند . بنابراين ، معلوم مىشود كه كلمهء تيز از اسماى مشترك است نه متواطى . ب - از راه دقت در قراين : مثلا كلمهء قوّه در دو موضع استعمال مىشود . اكنون بايد ديد باتوجه به قرينه ، اين كلمه در كدام معنى استعمال شده است . قوه در مقابل ضعف يا قوه در مقابل فعل ؟ ج - از راه دقت در اضافه و عدم اضافه : مثلا در موردى كلمه‌اى را با اضافه و در موضعى ديگر بدون اضافه به كار مىبرند ، مانند كلمهء « زن » كه گاهى همراه با شوهر گفته مىشود و مقصود از آن زوجه است و گاهى همراه با مرد به كار مىرود و منظور جنس زن است ، نه زن شوهردار . د - از راه دقت در تضاد : بدين‌صورت كه برخى كلمات داراى ضد هستند و برخى