خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
289
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
فصل دوم : اقترانيات از منفصلات از آنجا كه در اقتران منفصلات ، مقدم و تالى بالطبع از يكديگر متميّز نيستند ، نمىتوان هيأت شكلى را در آنها اعتبار نمود . فقط بايد به يك نكته توجه داشت و آن اينكه هرگاه دو منفصله به منظور استنتاج در كنار همديگر قرار گيرند ، آن جزء منفصله كه تكرار شده است ، ساقط مىگردد و همان به منزلهء حد اوسط است . بنابراين بايد نتيجه را از آندو جزء باقى طلب نمود . منفصلات بر سه صنفند : يكى از اين سه صنف حقيقى و دو صنف ديگر غير حقيقىاند . در هريك از اين اصناف سهگانه مىتوان محصورات چهارگانه را اعتبار نمود . بنابراين قضاياى منفصله دوازده قسم هستند . از آنجا كه صغرى و كبرى متميز نيستند ، از اين دوازده قسم ، هفتاد و هشت صورت تأليف امكانپذير است . و اگر بخواهيم مىتوانيم آنها را در جدولى قرار دهيم . اما اكثر اين تأليفها غيرمنتجاند و بيان آن مبتنى بر چند اصل است : الف - هر اقترانى كه يك يا هردو مقدمهء آن سالبه باشد ، منتج نخواهد بود ، مانند عدد يا زوج است يا فرد و چنين نيست كه عدد يا فرد است يا منقسم به دو متساوى . يا : چنين نيست كه يا عدد فرد است يا انسان پرنده است . براساس فرض اول ، سالبه صادق است و براساس فرض دوم كاذب است ، اما لازم آن اين است كه به حسب صورت منتج نباشد . در مورد دو سالبه نيز مسأله به همين صورت است . ب - در اقترانهاى جزئى از دو مقدمهء جزئى نتيجهاى به دست نمىآيد ، زيرا اين احتمال وجود خواهد داشت كه اوقات مختلف باشند و نيز محتمل است كه مختلف نباشند . مثلا وقتى مىگوييم : گاه يا الف ب است يا ج و گاه الف ب است يا د . بنابراين اگر هردو وقت يكى باشد ، ج د است ، اما اگر مختلف باشند ، ممكن است ج د باشد و ممكن است نباشد . اما صورت اقتران ايندو منفصله مقتضى وجود يا عدم هيچكدام نيست و بنابراين منتج نخواهد بود . اما اگر يكى از دو مقدمه كلّى و شامل اوقات و ديگرى جزئى باشد ، آن قضيه منتج است ولى نتيجه جزئى خواهد بود . ج - هرگاه دو مقدمه موجبهء حقيقى باشند ، منتج نخواهند بود . زيرا تكرار يك جزء مقتضى آن است كه يا جزء باقى در هردو منفصله دقيقا يك چيز باشند يا از نظر دلالت