خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

290

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

متساوى باشند . بنابراين دو مقدمهء منفصله در قوت يك مقدمه‌اند و اقتران واقعى وجود ندارد . مثال : عدد يا زوج است يا فرد و عدد يا فرد است يا منقسم به دو متساوى . مىبينيم كه زوج همان منقسم به دو متساوى است . اگر بگوييم : اين شخص يا انسان است يا انسان نيست و اين شخص يا ضاحك است يا انسان نيست ، وقوع « ضاحك » در اين منفصله از آن جهت صادق است كه از نظر دلالت متساوى انسان است . بنابراين اگر بخواهيم مىتوانيم از عين يكى و نقيض ديگرى اقتران تشكيل دهيم اما اين اقتران در قوت تساوى مقدمات است ، مانند اين شخص يا انسان است يا ضاحك نيست . اگر بخواهيم مىتوانيم از عين هردو اقتران تشكيل دهيم ، مانند اين شخص انسان است يا ضاحك است . بنابراين اگر يك مقدمه مشتمل بر دو جزء و مقدمهء ديگر مشتمل بر اجزاى بسيار باشد يا هردو مقدمه مشتمل بر اجزاى بسيار باشند و اقسام مكرر نباشند ، مختلف بوده و اقسام باقى بعد از اسقاط جزء مكرر ، در دلالت متساوى هستند . مثال : عدد يا زوج است يا فرد ، 1 - و عدد يا فرد است يا زوج الزوج يا زوج الفرد يا زوج الزوج و الفرد . معلوم مىشود كه اين سه قسم باقى اقسام زوج است . و نيز : اين چيز زوج است يا فرد ، يا عدد نيست . 2 - اين چيز اولى است يا مركب يا عدد است . پس معلوم مىشود آن‌چه زوج يا فرد باشد ، همان‌چيز اولى يا مركب است . د - اگر دو موجبه ، مانع جمع باشند ، نتيجه‌اى به دست نمىآيد . زيرا مىتوان گفت : اين چيز يا حيوان است يا جماد و اين چيز يا حساس است يا جماد و نيز اين چيز يا نبات است يا جماد و اين چيز يا انسان است يا جماد . پس در دو جزء باقى اين احتمال وجود دارد متساوى باشند و نيز محتمل است متباين يا مختلف - از نظر عموم و خصوص - باشند . اما صورت تأليف مقدمات مقتضى هيچ‌كدام از اين محتملات نيست و بنابراين منتج نخواهند بود . اكنون بعد از تقرير اين اصول بايد گفت : هرگاه يك مقدمه مانع جمع نباشد ، اما ديگرى مانع جمع يا مانع خلو باشد ، يا يك مقدمه مانع جمع و خلو بوده ، ديگرى فقط مانع خلو باشد ، بعد از آن‌كه جزء مكرر اسقاط شود ، جزء باقى از يك مقدمه خاص‌تر از جزء باقى از مقدمهء ديگر خواهد بود . بنابراين ، از عين خاص و نقيض عام ، منفصلهء مانع جمع تشكيل مىشود و از نقيض خاص