خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

272

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

نايم است ، با قلب مقدمات نتيجه اين‌گونه خواهد شد كه هر كاتبى حيوان است و از راه عكس لازم آن اين‌گونه است كه بعضى حيوانات كاتبند . بنابراين معلوم مىشود كه مقصود از مطلق در نتيجه ، مطلق أخص است . مثال ضرب پنجم : بعضى متحركات جمادند ، هيچ نايمى متحرك نيست مادام كه نايم است - نه دائما - شايسته نيست كه با توجه به كبرى جمادى دائما نايم باشد . براين اساس حكم به اطلاق عام سلبى ، يعنى : بعضى جمادات نايم نيستند ، صحيح است . از آن‌جا كه صغرى جزئى است ، قلب مقدمات در اين اقتران منتج نيست . از اين‌رو حكم به همان صورت اطلاق عام مىماند . و از آن‌جا كه در اين ماده ضرورى است معلوم مىگردد كه نبايد انتظار داشت نتيجه مطلق خاص شود . در اين‌جا بحث در باب قواعد مربوط به اين شكل به پايان مىرسد . تفصيل نتايج مختلطات و وضع جداول از بيان اصول فوق معلوم گرديد كه مختلطات ضروب اين شكل بر خلاف ديگر اشكال است و به يك منوال نيست . دو ضرب اوّل به‌گونه‌اى است ، ضرب سوم به‌گونه‌اى ديگر و بالأخره دو ضرب آخر در بيش‌تر اختلاطات متشابه‌اند ، مگر در وصفيات مركب كبرى كه ميان اين‌دو ضرب تفاوتى ديده مىشود . ضرب سوم به شكل دوم شباهت زيادى دارد و چهار ضرب ديگر به شكل سوم شبيه‌اند . ازاين‌رو تفصيل مختلطات اين شكل را در سه جدول قرار داديم ؛ يك جدول مشتمل بر مختلطات دو ضرب اوّل ، جدول ديگر مشتمل بر مختلطات ضرب سوم و جدول سوم براى مختلطات دو ضرب باقى . در جدول اول ممكن عام و خاصى كه محتمل دائم لا ضرورى است و در اين فرض انتاج آن ضرورى و واجب نيست ، جداگانه ذكر گرديد . در اين شكل نتايج با همهء جهات ممكن عام است ، مگر در صورتى كه صغرى ضرورى يا دائمى باشد كه در اين صورت نتيجه مطلق عام خواهد بود . در باقى اختلاطات فعلى نتيجه مطلق عام است . اگر هردو مقدمه وصفى باشند ، نتيجه مطلق عام وصفى است ، مگر آن‌كه كبرى ضرورى با صغرى مشروط لا ضرورى و نيز كبرى دائم با صغرى وصفى لا دائم باشند كه در اين‌دو فرض به خاطر تناقض ميان صغرى و كبرى نتيجه‌اى به دست نمىآيد .