خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
181
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
استقبالى همان ممكن اخص است ولى به قيد استقبال . برخى از متأخران گفتهاند كه ممكن به اعتبار استقبال ممكن خاص است ، ولى اين سخن تساهل است . زيرا قضاياى وقتى ، عرفى خاص ، مشروط اخص و امثال آن به اعتبار استقبال ، در ممكن خاص به همين اعتبار داخل هستند . اما داخل در ممكن استقبالى نيستند ، زيرا طرف حكم در آن جهات ، از جهت ضرورى كه مقتضى حكم است ، متعين است . ممكن اخص داخل در ممكن خاص و ممكن خاص در ممكن عام داخل است . بايد دانست مباينت اقسام مطلق و نيز مباينت مطلق اخص و ممكن اخص ، مباينتى اعتبارى است نه اينكه ذاتا در نفس الامر مباينت داشته باشند . زيرا ممكن است محمولى براى موضوعى به اعتبارى وقتى باشد ، به اعتبارى ديگر مشروط به محمول و به اعتبارى ديگر ممكن اخص . مثلا خسوف براى ماه به اعتبار وجود در وقت مقاطرت زمين و آفتاب ، وقتى است ، به اعتبار وجود تنهايى ، بدون ملاحظهء وقت ، مشروط به محمول است و به اعتبار ماهيت تنهايى ، بدون ملاحظهء وجود ، ممكن اخص است . ولى مباينت ضرورى و ممكن با دائم و لا دائم اينگونه نيست . زيرا يك محمول براى يك موضوع نمىتواند از دو جهت حاصل شود . ما براى جهات سه جدول ، جداول « 11 ، 12 و 13 » را قرار دادهايم : ذاتى بسيط ، وصفى بسيط ، مركب . تا عموم ، خصوص ، اشتمال و مباينت بعضى با بعضى ديگر به نظر آمده و به آسانى حفظ شود . « 1 » تمامى قضاياى مطلقه و موجههاى كه در اين فصلها بيان گرديد ، سه صنف هستند : الف - فقط به اعتبار ذات . ب - فقط به اعتبار وصف . ج - به اعتبار هر دو . آنچه فقط به اعتبار ذات است ، چهارده قضيه است : مطلق عام ، مطلق خاص ، مطلق اخص ، مطلق عرفى ، ضرورى ، دائم ، دائم لا ضرورى ، وقتى ، منتشر ، مشروط به محمول ، ممكن عام ، ممكن خاص ، ممكن اخص و ممكن استقبالى . اما از آنجا كه مطلق عرفى به
--> ( 1 ) - ر . ك : جداول شماره 11 الى 13 ، صص 679 - 681 .