خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

167

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

« ضرورى منتشر » مىگويند . اين‌دو ضرورى ، دائمى نيستند ( لا دائم‌اند ) . بنابراين به اين اعتبار اقسام ضرورى عبارتند از ضرورى ذاتى ، مشروطهء عامه ، مشروطهء خاصه ، وقتى ، منتشر ، به شرط محمول . دوام را به دوگونه مىتوان اعتبار نمود : 1 - ميان ضرورت و دوام عموم و خصوص را اعتبار نكرده و فقط تنها دوام را اعتبار كنيم . به اين اعتبار يا محمول براى موضوع دائمى است . به دوام ذات موضوع ( يعنى تا زمانى كه ذات موضوع وجود دارد محمول نيز براى آن دوام دارد ) يا به دوام صفت موضوع محمول براى آن دائمى است . صورت اول ( دوام محمول براى موضوع به دوام موضوع ) نيز دوگونه است ، زيرا يا ازلا و ابدا دائم مطلق است و آن جايى است كه ذات موضوع دائم الوجود باشد ، مانند « خداى تعالى عالم است هميشه . » يا اين‌گونه نيست ؛ يعنى ذات موضوع دائم الوجود نيست ، مانند « انسان حساس است هميشه . » اين هميشگى با هميشگى اول تفاوت دارد . به اين دو « دائم ذاتى » گفته مىشود ، زيرا در همهء اوقاتى كه ذات وجود دارد ، در هردو صورت حمل حاصل است . اين دو قسم دائم مطلق هستند . اما به صورت دوم ، يعنى دائم به دوام وصف موضوع ، به سببى كه بعد از اين خواهيم گفت ، عرفى مىگويند . قضيهء عرفى نيز دوگونه است : يا دائم به دوام وصف است ، به صورت مطلق ، كه در اين صورت مفارقت و عدم مفارقت ذات را از آن اعتبار نمىكنند ، يا دائم به دوام وصفى است كه آن وصف از ذات در بعضى اوقات جدا مىگردد . بنابراين حمل ، دائم به دوام ذات نيست . گونهء اول را « عرفى عام » و گونهء دوم را « عرفى خاص » مىنامند . عرفى عام هم مشتمل بر عرض خاص است و هم مشتمل بر دائم به دوام وصفى كه هرگز از ذات جدا نمىشود ، چنان‌كه در ضرورى گفته شد حكم دوام به حسب شرط كه به محمول برمىگردد ، دقيقا همان حكمى است كه در ضرورت گفته شد . اما آن‌چه به خاطر امرى خارج از موضوع و محمول باشد ، از اقسام دائمه شمرده نمىشود . زيرا دوام و بودن در بعضى اوقات از نظر وضع لغوى متقابلند . بنابراين قضاياى دائمه سه صنفند : دائم ذاتى ، عرفى عام و عرفى خاص .