خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

149

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

كلما كان كل ا ب فليس كل ج د . نه اين‌كه بگوييم : فلا شىء من ج د . ولى در قضاياى شرطى متعارف نيست كه اين‌گونه قضايا را معدوليه بنامند . هرگاه بخواهيم در قضاياى شرطى تلازم را اعتبار كنيم ، يا فقط در قضاياى متصله آن را در نظر مىگيريم ، يا فقط در قضاياى منفصله يا منفصله و متصله را با همديگر مىنگريم . در مورد اعتبار قضاياى شرطى متصله ، شيوهء منطقيان چنان است كه لوحى ترسيم نموده شامل شانزده قضيهء اصناف موجبهء كلى متصله‌اى كه از تأليف قضاياى محصوره به‌دست مىآيد و لوحى ديگر مشتمل بر شانزده قضيهء اصناف سالبهء كلى كه تالى هركدام از آن قضايا نقيض يكى از موجبات است . در مورد جزئيات نيز به همين صورت در جدول‌هاى « 7 و 8 » ترسيم مىشود . « 1 » در توضيح اين جدول‌ها بايد بگوييم : هر دو قضيهء شرطيه‌اى كه در كمّ متفق در كيف مختلف ، در مقدم متشارك و در تالى متناقض‌اند ، همان‌گونه كه در لوح در مقابل همديگر قرار داده‌ايم ، متلازم بوده و در مصاحبت يا لزوم متساوى هستند . زيرا اگر مقدم يك قضيه ، اقتضاى مصاحبت مطلق داشته باشد ، يا تالى در متلازم خود سلب مصاحبت مطلق كرده باشد ، بدين صورت كه نقيض تالى را ايراد نموده و نيز اگر مقدم يك قضيه مقتضى لزوم تالى كرده ، در متلازم آن به صورت ايراد نقيض تالى سلب لزوم نموده ، يا اگر اقتضاى اتفاق كرده ، در متلازمش سلب اتفاق نموده ، آن‌گاه اگر حرف سلب بر سر متلازم درآيد چون سلب ، سلب ايجاب است ، قضيه در مصاحبت ، لزوم و اتفاق به همان حال اول درخواهد آمد . مثلا اين‌دو قضيه كه : « كلما كان ا ب فكل ج د » ، « ليس البته اذا كان كل ا ب فليس كل ج د » ، متلازمند . اما از نظر مصاحبت از اين جهت كه چون در همهء اوضاع و احوال كه كلّ ا ب صادق است ، كل ج د هم به خاطر مصاحبت با آن صادق خواهد بود . پس نقيض كل ج د كه ليس كل ج د است ، كاذب است . ازاين‌رو در هيچ وضع و حالى كه كل ا ب صادق است ، ليس كل ج د به مصاحبت آن صادق نخواهد بود . از جانب ديگر نيز اگر در هيچ وضع و حالى كه كل ا ب صادق است ، ليس كل ج د به صورت مصاحبت آن صادق نيست ، پس نقيض آن صادق خواهد بود . ازاين‌رو در همهء

--> ( 1 ) - ر . ك : جداول شماره 7 و 8 ، صص 675 و 676 .