خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

143

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

آن‌چه تاكنون گفته شد در اين فرض بود كه اشخاص موضوع ، موجودند . 32 - صورتى كه همه معدومند . اين‌ها صورى بود كه عقلا قابل تصور هستند . اكنون در مورد حصر و اهمال قضايا بايد بگوييم : در شانزده صورت ، همه يا بعضى دانا هستند : صورت‌هاى 1 ، 6 ، 7 ، 8 ، 9 ، 16 ، 17 ، 18 ، 19 ، 20 ، 21 ، 26 ، 27 ، 28 ، 29 ، 31 . در شانزده صورت همه يا بعضى جاهل‌اند : 2 ، 6 ، 10 ، 11 ، 12 ، 16 ، 17 ، 18 ، 22 ، 23 ، 24 ، 26 ، 27 ، 28 ، 30 ، 31 . در هشت صورت دانا و جاهل ذكر نشده‌اند : 3 ، 4 ، 5 ، 13 ، 14 ، 15 ، 25 ، 32 . در هشت صورت دانا و جاهل با همديگر ذكر شده‌اند : 6 ، 16 ، 17 ، 18 ، 26 ، 27 ، 28 ، 31 . در هشت صورت فقط دانا ذكر شده ، اما جاهل ذكر نشده : 1 ، 7 ، 8 ، 9 ، 19 ، 20 ، 21 ، 29 . در هشت صورت فقط جاهل ذكر شده است : 2 ، 10 ، 11 ، 12 ، 22 ، 23 ، 24 ، 30 . « 1 » اعتبار اقسام طول موجبهء محصله از سالبهء معدوليه خاص‌تر است ، زيرا موجبهء محصله در شانزده صورت صادق است ، اما سالبهء معدوليه در هفده صورت ، كه شانزده صورت آن دقيقا همان صور موجبهء محصله است . اما سالبهء معدوليه از سالبهء عدميه خاص‌تر است ، زيرا سالبهء معدوليه در هفده صورت صادق است ولى سالبهء عدميه در سى و يك صورت كه هفده صورت آن همان صورت سالبهء معدوليه است . بنابراين سالبهء عدميه لازم سالبهء معدوليه و آن لازم موجبهء محصله است ، اما اين قضيه منعكس نمىگردد . در مقابل‌هاى اين قضايا نيز مسأله به همين صورت است ، اما بر خلاف ترتيب نخستين . يعنى سالبهء محصله لازم موجبهء معدوليه و آن لازم موجبهء عدميه است ، بدون عكس . اعتبار طول در قضاياى محصله ، پانزده صورتى كه « بعضى دانا هستند » مىتوانند بر صدق اجتماع كنند . در قضاياى معدوليه نيز همان پانزده صورت بر صدق اجتماع مىكنند . اما در

--> ( 1 ) - ر . ك : جدول شماره 4 ، ص 672 .