خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
144
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
قضاياى عدميه پانزده صورتى كه « بعضى جاهلاند » بر صدق اجتماع مىكنند . هيچ كدام از اين قضايا با مقابل خود در كذب جمع نمىشوند . اعتبار قطر در قضاياى موجبهء محصله و معدوليه ، پانزده صورتى كه « بعضى دانا هستند » بر صدق و يك صورت كه « معدومند » بر كذب اجتماع مىكنند ، اما قضايايى كه در مقابل آنها قرار دارد ، يعنى سالبهء محصله و معدوليه در تمام شانزده صورت فوق بر صدق جمع شده اما بر كذب جمع نمىشوند . در موجبهء محصله و عدميه در هشت صورتى كه « بعضى دانا هستند و بعضى جاهل » بر صدق ، اما در هشت صورتى كه « دانا يا جاهل » ذكر نشدهاند ، بر كذب جمع مىشوند . مقابلهاى ايندو كه عبارتند از سالبهء محصله و عدميه ، غير از دو صورت ، بر صدق جمع شده بر كذب جمع نمىشوند و آندو صورت عبارتند از صورتى كه « همه دانا » يا « همه جاهل » باشند . سالبهء معدوليه و موجبهء عدميه در هشت صورتى كه « بعضى دانا و بعضى جاهل هستند » در صدق ، و در هفت صورتى كه « دانا و جاهل و معدوم » ذكر نشدهاند بر كذب اجتماع مىكنند . مقابل آنها ، يعنى قضاياى موجبهء معدوليه و سالبهء عدميه غير از سه صورت ، در همهء صور در صدق جمع شده ، اما بر كذب جمع نمىشوند و آن سه صورت عبارتند از همه دانا ، همه جاهل ، همه معدوم . اين بود اعتبار تلازم و تعاند مهملات در صدق و كذب . اكنون بايد بر همين روش ، محصورات را در دو جدول « 5 و 6 » قرار دهيم و تلازم و تعاند آنها را اعتبار كنيم . « 1 » اعتبار طول در هردو لوح موجبهء محصله از سالبهء معدوليه ، و سالبهء معدوليه از سالبهء عدميه خاصتر است . اما در مقابلهاى آنها بر خلاف اين ترتيب است . هر عامى لازم خاص است ، اما اينگونه نيست كه هر خاصى لازم عام باشد .
--> ( 1 ) - ر . ك : جداول شماره 5 و 6 ، صص 673 و 674 .