خواجه نصير الدين الطوسي
93
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
دهند تا چنان كه آنجا امّاره بودند و مانع اينجا مأمور گردند و معاون ، چنان كه آنجا مدبّر كار عقل بودند اينجا عقل مدبّر كار ايشان گردد [ 73 ] و ملائكه ميان ايشان ، يعنى غضب و شهوت ، و غضب بمشابهت نر است و شهوت بمشابهت ماده ، عقد نكاح بندد و از آن ازدواج نتائجى مطابق حال وجود تولّد كند چون علم و عقل و تذكّر و عفّت و سخاوت و شجاعت و حقّ و صدق و صلاح و سداد و رشاد و محبّت و صداقت و موافقت و مواخات و امانت و صيانت و صبر و سكون و وفا و حيا و قناعت و تواضع و توكّل و رضا و نصيحت ، و آنچه از لوازم اين باشد و اگر و العياذ باللّه ، اين دو قوّت بر عقل مستولى شود نور و صفائى نفس بظلمت و ضلالت ايشان محجوب گردد ، شيطان ميان ايشان عقد نكاح بندد و از ازدواج ايشان نتائجى عكس حال وجود تولّد كند ، و چون جهل و جنون و نسيان و زنا و فسق و فجور و بخل و بددلى و باطل و دروغ و شرّ و فساد و خطا و ذلل و عداوت و بغض و مخالفت و خيانت و بىصبرى و تهتّك و بىشرمى و حقد و حسد و حرص و استبداد و اسرار و تكبّر و خشم و بهتان و عجب و غرور و لجاج و تعصّب و حبّ مال و جاه و ولد و محمدت و رياست و آن چه از لوازم اين باشد ( شعر ) بكن نفىِ اين نطقهاى دنى * بنوعى كه از بيخشان بركنى بلى هر يكى را چنان چون سزد * در آور بفرمان راهى و خرد بشكلى كه مانع معاون شود * بتسكين دارنده ساكن شود و حقيقت آن است كه تا مرد عيب و عوار و نقصان خود نه بيند نفس او عالم خود را با ياد نتواند آوردن و بمدارج خيرات و معارج كمالات بر گذشتن ، و بسبب آنكه