خواجه نصير الدين الطوسي
92
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
و سخن اهل حقّ در اين معنى بايشان اين است كه حكمت الهى اقتضا چنان كرد كه حواسّ آدمى آلت طلب كمال نفس او باشد ، و شما پيش از آنكه نفس به آن كمال ميرسد آلت كمال نفس ضائع ميكنيد و پيش از آنكه چشم عقل به آن باز مىشود چشم حسّ باطل مىشود ، مثل شما چنان است كه يكى براسپى بنشيند و عزم مقصدى كند ، و پيش از آنكه بمقصدى برسد در راه اسب را پى كند و ممكن نباشد كه پياده رفتن تواند و در راه حيران بماند و دد و دامش هلاك كند يا بنوعى ديگر هلاك شود ، زيرا كه غذاى صالح كه از آن خون درفشان تولّد كند و بخار آن خون صافى بمايهء روح حيوانى كه مركب نفسانى است شود و مزاج را بر اعتدال بدارد بر خود حرام مىكند ، و غذاهاى ناموافق كه از آن خون غليظ و كثيف تولّد كند و از آن خون كثيف غليظ بخار تيره برخيزد و بمايهء روح حيوانى شود ، ميخورند تا مزاج به آن از اعتدال منحرف مىشود و جنون و سوداى ماليخوليا بر شما دست يابد ، و اينكه شما در آن ميكوشيد كه اين دو قوّت يعنى شهوت و غضب بكلّى باطل ميكنند ببايد دانست كه اگر كسى را غضب نباشد حميتى نباشد و چون حميتى نباشد نه در عدد اقسام مردان آيد و نه در عدد اقسام زنان باشد ، و اگر غضب بيكبار بر نفس او مستولى شود فرق نباشد ميان او و سبعى ، و اگر شهوتش نباشد تولّد و تناسل كه بقاى نوع و آباداني عالم به آن متعلّق است در باقى شود و او بنفى قوّت شهوى هم از اعداد اقسام زنان باشد ، و اگر شهوت بيك بار بر او مستولى گردد فرقى نباشد ميان او و بهائمى ، و اين دو وجه كه گفته شد در غضب و شهوت هيچ دو يك نيك نيست ، پس كلا الطرفى قصد الامور رميم يعنى نه آن غلوّ بايد و نه آن تقصير ، و باطل اين هر دو قوّت بوجه اكمال بايد كرد و آن اين است كه هر دو را به زير حكم عقل