خواجه نصير الدين الطوسي
74
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
همه و اينها همه بىايشان هيچ دمى نمىپايند كه قواى حيوانى فيض نفوس جزوى بواسطهء تعليمات رياضى قبول كنند تا با تربيت نفوس كه كلّىء آن عقل معيشتى دنيوىست رسند و آنجا بواسطهء صورت انسانى قبول فيض عقل شرعىء نبوى كنند و بواسطهء عقل شرعىء نبوى هول فيض عقل قيامتىء آخرتى كنند تا از ارتقاشان حاصل آيد ، و از قواى حيوانى بر نفوس جزوى و از نفوس جزوى بر عقل معيشتىء دنيوى بر عقل نبوىء شرعى و از عقل شرعىء نبوى بر عقل قيامتىء آخرتى ارتقا كنند ، و السّلام تصوّر بيست و يكم در مبدأ و معاد و دنيا و آخرت و آمدن مردم در دنيا و بيرون شدن از دنيا و آنكه مردم از كجا آمدهاند و بچه كار آمده و كجا خواهد شد [ 59 ] و حشر ارواح و حشر اجساد اهل ظاهر كه ايشان از بحث آفرينش خلقى و امرى دور باشند ميگويند مبدأ مردم آن است كه به اجتماع تراكيب اجزا از مادر بزايد و معاد آنكه ( به ) انحلال تراكيب اجزا از اين عالم مفارقت كنند ، و بندگان دعوت هاديه ثبّتها اللّه فى الخيرات ميگويند كه اقسام وجود خلائق و اشتراكات آن بسيار است ، و بسبب آنكه متعلّمان را صورتها بند و با چهار قسم آوردهاند ، يكى وجود جزوى ، پس يكى وجود جزوى كه روى بكلّ دارد ، و يكى وجود كلّى و وجود بالاى جزوى و كلّى ، وجود جزوى و بس وجود اهل كون مشابهتاند كه محقّ و مبطل آنجا با هم اشتراك دارند ، و وجود جزوى كه روى بكلّى دارد وجود اهل كون وسط كه روى از كون عموم مشابهت [ روى ] بكون خصوص