خواجه نصير الدين الطوسي
72
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
و أعين الى ملكوة ربّها ناظرة » بعدد اندك ميباشند و ضعيف الحال و اندك عدد ، و ضعف حال اهل حقّ و بسيارى عدد و قوّت اهل باطل هر دو در اوّل كار و مبدأ ظهور ايشان مىباشد ، امّا محقّان را ضعف بدايت است و قوّت نهايت همچون صبح كه بتدريج نور او زياده مىشود تا آنجا كه آفتاب طلوع كند و عالم روشن گردد ، و مبطلان را قوّت بدايت است و ضعف نهايت كه در اوّل كمال استيلا و غايت غلبهء ايشان را مىباشد و در آخر نيست و ناچيز ميشوند ، همچون سايه و تاريكىء شب كه اوّل غالب و مستولى نمايد و چندان كه از شب ميگذرد و صبح نزديكتر مىشود فنا مىپذيرد تا در آخر شب كه صبح بدمد سايه و تاريكىء شب هيچ نماند ، و السّلام تصوّر نوزدهم در كار ديو و پرى و فرشته اهل كون مشابهت ديو و پرى و فرشته را وجود ذهنى اثبات ميكنند و گويند ايشان از چشم مردمان پنهاناند ، و روحانيّت ايشان در اجسام عالم تصرّف كنند آنچه خواهند ، و اهل كون مباينت گويند كه ايشان را هر يك در اين عالم وجود عين است و در كون خود ظاهراند ، و ديو آن كس است كه مقدّمات معارف او از ادراكات حسّىء انفعالى ابتدا كند و از آن برنگذرد ، و پرى آنكه مقدّمات معارف او از ادراكات عقلى ابتدا كند و از آن برنگذرد ، و نيز ديو آن است كه دنيا و آخرت او همه دنياى او باشد ، و پرى آنكه از دنيا روى بآخرت دارد ، و فرشته آنكه دنيا و آخرت او هر دو آخرت او باشد ، و اگر جسمانى و روحانى [ 58 ] و عقلانى بر ديو و پرى و فرشته قسمت كنند جسمانى با جانب ديو افتد و روحانى بجانب پرى و