خواجه نصير الدين الطوسي
7
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
پوشيده نيست ، و نيز بگوئى تا در استغنا و احتياج هر دو بر يكديگر متساوى يا متفاوت ؟ اگر متساوىاند لازم آيد كه دو خداى باشند و هر يك بسر خود هم مستغنى و هم محتاج و هم قادر و هم عاجز ، اگر گويد متفاوتاند لازم آيد كه دو خداى باشند كه يكى بر ديگر بهتر ، اين محال شنيع هم پوشيده نيست ، و اگر گويند و نيز اين دوئى بصفت توان گفت ، بگوى تا آن صفت كه به آن دواند خدائى است ، اگر صفت خلقى گوئى خدائى نيست ، اين صفت را كه بخدائى داشتن صفت ديگر بايد ، اينجا محالات شنيعتر شود اگر گوئى خلق است كه بصفت او تعالى است ، لازم آيد ، كه چون خلق بصفت ذات او تعالى نشايد ، آن صفت نه صفت او تعالى باشد ، اينجا چندان دوائر حيرت و ضلالت بر هم گردد كه سر از ميان آن نتوان بردن ، پس بنهايت اين سخن به آن آيد كه او تعالى يكى است وحده لا شريك له هو هو و لا هو فهو هو همچنين اگر كسى گويد دو قديم است او را گويند كه اين دو قديم به حكم لفظى كه هر دو را قديم ميگوئى مشارك يكديگراند ، و به حكم امتيازى كه ميان هر دوست ، مثلا اين نه اوست و او نه اين ، ميان يكديگر بسى از ماله الشراك مشاركاند و ما به الامتياز كه مبايناند ، مركّب باشند ، و مركّب محدث باشد ، مفردات بر مركّب كه فرض كنند پا پيش وجود آن مركّب افتد ، و قديم بحقيقت آن است كه هيچ چيز پا پيش وجود او نيفتد ، پس معلوم شد كه دو قديم نيست و امّا اثبات او تعالى خلق از آن روى نتوانند كردن كه مسبّب همه ثابتات