خواجه نصير الدين الطوسي
41
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
تصوّر چهاردهم در خير و شرّ و آنكه شرّ را در ابداع وجودى نيست و وجودى كه او را در اين عالم مىيابند چيست مردم چون در اين عالم خير و شرّى مىبينند بعضى چنان مىپندارند كه خير را مبدأ است و شرّ را مبدأ چنان كه گبران را اعتقادى چنان است كه يزدان مبدئى و آهرمن مبدئى ، نسبت نور و خير به يزدان ميكنند و نسبت ظلام و شرّ به آهرمن ، و فساد اين تصوّر آن است كه به اين كس كه گويند مبدأ دو است ، گويند به فتواى تو مبدأ دو است ، بگوى تا اين دو مبدأ در وجود و قدرت و احاطت با يكديگر برابراند بىزياده و نقصان ، يا يكى بخير اوّلى باشد و يكى بشرّ ، و اگر برابر نهاند لازم آيد كه يكى زائد باشد و يكى ناقص ، و زائد محيط و ناقص محاط و زائد محيط بمبداء اوّلى باشد نه ناقص محاط ، پس اين دو مبدأ از اين وجه كه ايشان ميگويند خير و شرّ را نيست ، و كلّ اشيا را يك مبدأ است ، و آن يك مبدأ امر او تعالىست و معلوم است كه خير از لوازم كلّ است و كمال از لوازم خير ، و شرّ از لوازم نقصان است و نقصان از لوازم شرّ ، پس خير محض آنجاست كه كمال مطلق است و شرّ محض آنجا كه نقصان مطلق است و خير و شرّ با هم آميخته آنجا كه كمال و نقصان با هم آميخته ، مثلا چون عقل اوّل از كلّ موجودات بجوهر شريفتر است و بوجود كاملتر و بدرجهء عالىتر كمال مطلق او راست ، پس آنجا كه اوست خير محض است و چون نفس كلّى از عقل اوّل بجوهر و وجود ؟ ؟ و درجه قاصر است و يك روئى