خواجه نصير الدين الطوسي
35
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
مثلا آنچه چشم ببيند و گوش بشنود و لمس بجاى آورد و ذوق بداند و شمّ بياود ( بيابد ) اوّل با او رسد و او را مورد حواسّ و خزانهء صور محسوسات خوانند و مصوّره در مقدمهء قسمت اوّل است از بطن دوّم دماغ ، و اين قوّت اگر مطيع و ياور عقل انسانى بود او را مفكّره گويند ، و اگر به بدن مشغول شود و ببدنيات مطيع خيال و وهم باشد او را مخيله گويند ، و حسّ مشترك كه صورتها با او [ 31 ] سپارد و او با خيال دهد و خيال در مقدّمهء قسمت پيشين است از بطن سوّم دماغ كه آنچه مصوّره با او داده باشد اگر حاضر باشد و اگر نه او را نگاه دارد ، و قوّت واهمه در بطن چهارم دماغ است آنجا كه ميان سر است ، و قوّت حافظه در بطن پسين دماغ است كه هر چه از اين صورتها به او سپاريده باشد نگاه ميدارد تا بوقت حاجت بواسطهء ذاكره به ياد ميدهد ، و خيال محافظت صور جسمانى كند و حيوان هم در اين به انسان شريك است امّا تا آن وقتى كه روح حيوانى كه بخار لطيف اخلاط است در جسم او سارى باشد ، و از آن انسان بسبب دوام و بقاى نفس او هيئتى از خيال با او ميماند ابدا دائما سرمدا و مثل حسّ مشترك مثل صاحب بريدىست كه صاحب اخبار هر يك نامهء بذكر چيزى بنزديك او مىآورند و اوها ميگيرد ، و مثل قوّت مصوّره چون خليطه ( خريطه ) دارى كه صاحب بريدان نامها به دو ميدهد تا در خليطه مىنهد ، و مثل قوّت مفكره مثل پادشاهى كه آن خليطه داران خليطهء نامها مىآورد و به او ميدهد و بسپارد تا ميخواند و بر نيك و بد آن واقف مىشود ، و مثل قوّت حافظه مثل خزينهدارى كه پادشاه آن نامها به او ميدهد تا در خزانه مىنهد ، و مثل قوّت ذاكره مثل كسىست كه چون