خواجه نصير الدين الطوسي
31
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
باشد و از مراتب كمالات آنچه در اينان بقوّت باشد بتوسط ايشان بفعل آيد ، و نفوسى هستند شرير و در شريرى بغايتى كه ، هيچ خير و شرف و كمال را قابل نشوند ، يعنى همج رعاع كه بنور علم منير نباشد و پناه با ماوراى خود كه ركن وثق ايشان باشد ندهند ، و فائدهء اتّصال ايشان به بدن آنكه تأثيرى كه در ايشان مستور باشد ظاهر شود و نيك از بد فرق كند و پاك از پليد جدا گردد و معيّن شود ، و ديگر فائدهء آنكه اگر نفوس جزوى باجساد بشرى متّصل نشدى عمارت عالم و نظام موجودات و اثبات حجّت الهى و اقامت سنّت ربّانى ممكن نگشتى ، و ديگر فائده آنكه عالم كبير از محيط فلك اعلى تا مركز تحت الثرى يك شخص است كه او را انسان كلّى خوانند ، و نشان انسان بحدّ بلوغ آن باشد كه مثل خودى باز تواند واد ، و چون عالم كبير كه انسان كلّىست بكمال بلوغ رسيد مثل خودى كه باز داد انسان جزوى بود كه به شكل عالم صغير است در عالم كبير و بمعنى عالم كبير است در عالم صغير ، معلوم است كه هيچ [ 28 ] موجودى كه بكمال خلقيت و شرف نسبت خود بكلّ عالم مىكند شريفتر از انسان نيست زيرا كه انسان مجموعيست از لطائف انوار عقل اوّل و مآثر قواى نفس كلّى و عجائب تراكيب افلاك و اقسام بروج و حركات كواكب و آثار اركان طبائع و اختلاف جواهر معادن و فنون اشكال نبات و غرائب هياكل حيوانات و عمارات و ملائكه و جن و انس و شياطين و علامات برّ و بحر و كوه و هامون و آبادانى و خرابى عالم و بهار و تابستان و خزان و زمستان و در و بستانها است و نيز مثل جسد انسان از اين چهار عنصر كه تا از يكديگر جدا ميباشند و صورت