خواجه نصير الدين الطوسي

27

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

تصوّر نهم در معرفت عقل انسانى اعتقاد بهرى مردم آن است كه عقل غريزى كه مردم به آن از ديگر حيوانات ممتازاند و آن بعد از آنكه ايام كودكى بسر رسيد و ابتداى بلوغ رو مينمايد درو پيوند و تا نهايت عمر به آن عاقل باشد و همه خلائق را متساوىست ، و مقرّاند كه هر چه متساوى باشد اهل آن را در آن با يكديگر خلاف نباشد ، و با آن كه به اين مقرّاند مناقضهء سخن خود ميكنند و پيوسته با يكديگر در معقولات مجادله ميدارند و مخالفت يكديگر ظاهر ميگردانند ، و حسّ آن نمىياوند ( يابند ) كه اگر عقول متساوى بودى هيچ عاقل را با يكديگر در آن خلاف نبودى ، و حجّت ايشان اين است كه تساوىء عقول از حجّت تساوى تكليف است و اين نيز نمىدانند كه اگر در عقول ترتيب و تفاضلى نبودى يكى را نرسيدى كه تكليف كردى ، و يكى را واجب نبودى كه آن تكليف بخودها گرفتى و يكى مؤدى نبودى و يكى قابل و يكى آمر نبودى و يكى مأمور و يكى معلّم و يكى متعلّم نبودى و يكى استاد نبودى و يكى شاگرد ، و اگر در عقول مقادير تفاوت نبودى چه عامّى كه سر از پاى و كفش از دستار بشناختى و چه حكيمى بزرگ كه بسيارى چيزها دانستى ؟ و نيز معلوم است كه همه چيزها كه نشان دهند راست مطلق نباشد ، بهرى راست باشد و بهرى دروغ ، هر كه فتوى دهد كه عقول متساوى است از آن فتوى لازم آيد كه هر چيزى كه دهند امكان راست و دروغ هر دو دارد و بر حال خود بايد گذاشت ، و دروغ و راست آن روشن ببايد كردن كه در عقول ترتّب و تفاضل است [ 25 ] و باوّل وهلة در محلّ قوّت مىباشد ، و از قوّت بفعل آمدن