خواجه نصير الدين الطوسي

28

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

چهار مرتبه او را اثبات ميكنند كه عقل هيولانى و يكى عقل ملكى و يكى عقل بفعل و يكى عقل مستفاد ، و عقل هيولانى قوّتىست كه قبول صورتها مىكند مجرّد از موادّ ، امّا هنوز قبول آن صورتها نكرده باشد و ليكن شايستگىء آن دارد كه قبول كند چون كودك طفل كه دبيرى نتواند كردن امّا استعداد و امكان آن دارد كه دبير شود و عقل ملكى قوّتىست كه چون قابل اين صورتهاى مجرّد شود كه باوّل گفته آمد تا آن صورتها درو قرار گيرد و از ضروريات بنظريات و از نظريات بضروريات تواند آمدن به آسانى ، و عقل بفعل قوّتىست كه قبول صورتهاى مجرّد شدن از ضروريات بنظريات و آمدن از نظريات با ضروريات او را بفعل حاصل آيد ، نه بانفعال ، و هر وقتى كه خواهد مطالعهء آن كند ، و عقل مستفاد قوّتىست كه چون اين همه كمالات كه گفته شد او را حاصل آمده باشد ميان او كه بقوّت بود بفعل آمد و ميان آن عقل كه او را از قوّت بفعل مىآورد مناسبتى پديدار آيد چنان كه هر صورت معقول كه درو باشد در اين يك بر مثال آئينهء زدوده‌اى كه در برابر شخصى بدارند بىزياده و نقصان پديدار آيد و آنكه نفس نباتى و نفس حيوانى و نفس انسانى و عقل انسانى از يك اصل و منبع آيد و چرا مينمايد كه چهاراند كه فرض بايد كرد كه كسى در شب تاريك بر دو سه فرسنگىء كوهى باشد و بر آن آتشى بر افروخته باشد و او از دور بنگرد و پندارد كه آن ستارهء ست نه آتش ، و اينجا عين اين بعد بىاثر قرب بنفس نباتىها بايد نهادن ، و چون اين كس سمت آن كوه ميرود به جائى رسد كه وقتى پندارد كه آن آتشىست نه ستاره و وقتى پندارد كه آن ستاره است نه آتش ، اينجا اين عين بعد و اثر اين قرب