خواجه نصير الدين الطوسي
22
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
و آن اماكن مكان طبيعىء هر يكىست على الترتيب ، و چون اين اجسام جزوى كه هر يك را طبيعت جزوىست كه از جسم كلّ پديدار آمدهاند هر آئينه آن جسم كلّ را طبيعت كلّى باشد ، چون جسم ( كل جسم ) فلك الافلاك است طبيعت كلّى طبيعت او باشد ، و نيز جسم كلّ قبول تأثير نفس كلّى بىواسطه نتوانست كرد بايست كه آن واسطه قوّتى باشد كه زائد بر ذات جسميّت آن قوّت طبيعت كلّى بود ، و اجسام ما تحت فلك القمر دو نوعاند يكى بسيط و ديگرى مركّب ، بسيط چون آتش و هوا و آب و خاك ، و مركّب چون معادن و نبات و حيوان و انسان ، و قوّت طبيعت كلّى كه در كلّ اجسام سارىست و هر يك را ببدايت در حركت ميآورد و در نهايت ساكن ميگرداند ذلك تقدير العزيز العليم ، و نيز همچنانكه نفسى مىبايست تا عقل او را اين صورت بخشد و طبيعت بمىبايست تا نفس او را اين حركت و سكون دهد و جسمى بمىبايد تا طبيعت او را بكمال دوّم تحرّك و انفعال در دهد و بر نظام وجود با ديدار آورد بمشيئة اللّه تعالى و حسن معاونته ، و السلام تصوّر هشتم در معرفت نفس انسانى معلوم است كه جسم را از آنجا كه جسم است هيچ فعل و حركت نيست البته زيرا كه اگر جسم را بذات خود حركت و فعل بودى بايستى هر اجسامى كه در يك حدّ داخل بودندى همه را حركت و فعل بر يك گونه بودى ، و مىبينيم كه نه چنين است ، و ما اجسامى مىبينيم كه هيچ حركت و فعل از ايشان صادر نمىشود البته و اجسامى مىبينيم كه افعال و حركات از ايشان صادر مىشود و ميدانيم كه آن حركات و افعال از قوّتى