خواجه نصير الدين الطوسي

16

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

بامر او تعالى بكمال مرتبهء انسان سر با هم آورد و استعداد قبول [ 15 ] اين كمال كه غرض از اين اسباب عقلانى و آلات و ادوات جسمانى او بود به او خاصّ گشت ، معلوم شد كه اگر چه معادن و نبات و حيوان برو متقدّم الوجود بود مقصود از اينها همه به حكم اوّل الفكر آخر العمل او بود ، امّا اختلاف صور اصناف خلائق از آن است كه تقدير او تعالى چنان بود كه آنچه در نفوس جزوى بقوّت بود بواسطهء افلاك و انجم بفعل آيد و افلاك دائم الدّوران بود و سريع الحركة ، پس اختلاف مناظرات كواكب در مواليد صورتهاى مختلف توان بود ، و السّلام تصوّر سوّم در مسألهء لا يصدر عن الواحد الّا الواحد بعضى ميگويند كه هر چه در وجود آيد و اسم ماهيّتى برو نشسته است همه از او تعالى صادر شده است ، و اينان در وجود ميان وحدت و كثرت و در موجودات ميان واحد و كثير ، هيچ فرق نمىنهند ، و از آنكه كثرت بذات او حواله افتد اجتناب و تحاشى نمىنمايند ، و بعضى كه از اين مقام بر گذشته‌اند و فطرت ايشان دقيقتر شده ميگويند در وجود وحدت و كثرت هست و در موجودات واحد و كثيرى ، همچنانكه وحدت و واحد از او تعالى صادر شده است كثرت و كثير هم از او تعالى صادر شده است ، امّا صدور واحد از او تعالى بذات است و از آن كثير بعرض ، و بندگان دعوت كه به خداوند همه مراتب و اكوان اقتدا كرده‌اند بقوّت تأييد او لذكره السّلام از بالاى اين هر دو كون منكراند و ميگويند ، اوّل بگوى تا خود مىشايد كه گوئيم از او تعالى چيزى صادر شود يا نشايد ، اگر گويم شايد كه از او تعالى چيزى