خواجه نصير الدين الطوسي
153
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
نيست ، و با اين همه به بخارى ضعيف كه بر دماغ او مىزند برنجورهاى صعب درمىماند ، و دقت مىباشد كه ديوانه مىشود ، و از آن لحظه كه از مادر بزايد تا آن وقت كه بميرد پيوسته در استحالت و تغيير مىباشد و از خطرات و نكبات و آفات و بليّات طرفة العين ايمن نه پس ما به اين اسباب مذكور هياكل سماوى را بمتوسّط اوّلى دانيم و نه اشخاص بشرى را ، و به [ 123 ] اين هياكل تقرّب كنيم بسوى نفوس ايشان و بنفوس ايشان بعقول ايشان و بعقول ايشان بعقل اوّل و از عقل اوّل به او تعالى و آنان كه از روحانيّات به هياكل آيند و از هياكل به بتان گويند اين هياكل را كه تقرّب ما بايشان تقرّب بروحانيّات است طلوع و غروب است ، وقتى فوق الأرض باشد و وقتى تحت الأرض باشد ، و آن وقت كه فوق الأرض باشد بروز پنهان آيند و بشب پيدا ، و گاهى كه تحت الأرض باشند بشب پنهاناند و بروز پيدا و گاهى مىباشد كه ميغى يا حجابى ديگر بتغيّرات هوا از نظر ما غائب ميشوند و ما از ايشان محجوب ميمانيم ، پس ما اينجا در زمين از هر جوهرى كه بهر هيكلى از اين هياكل هفتگانه نسبت دارد بطالع مسعود و اختيار مقبول صورتى بسازيم ، مثلا صورت زحل از سرب و آهن و سنگهاى سخت ، و صورت مشترى از ارزيز و سفيد روى و الماس ، و صورت مرّيخ از سنگ سرخ و مس ، و صورت آفتاب از زر و ياقوت و بيجاده ، و صورت زهره از مرواريد و زبرجد و جزع ، و صورت عطارد از فيروزه و برنج و مقناطيس ، و صورت قمر از نقره و بلور و سنگ سفيد ، و ما دانيم كه چه كسوت و چه انگشترى و چه نقش بر آن و چه بخورد و چه عطر و چه عزائم و چه قربان لائق هر هيكلى باشد ، و با اين شرائط معيّن به اين بتان كه حال ايشان اين است تقرّب كنيم بسوى هياكل ايشان و از هياكل ايشان بنفوس ايشان و از نفوس ايشان بعقول ايشان و از عقول ايشان بعقل اوّل و از عقل اوّل به او تعالى